تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
ديگرى كه بسا سپاست نكند در آن مال بر خود مقدم ندارى و خصوص در ميراث خورى كه پس از تو در آن خوب نكند و بطاعت پروردگارت بكارش نزند و تو در اين خلاف به او كمك كار باشى يا مال تو را به كار خداپسند صرف كند و او غنيمت برد و تو گناه و حسرت و ندامت و پيگردى در قيامت و لا قوه الا بالله . حق بستانكارت اينكه اگر دارى به او بپردازى و كارش بسازى و ثروتمندش كنى و او را باز پس نزنى و معطل نكنى زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود پس ندادن ثروتمند ستم است و اگر نادارى او را بگفته خود خشنود دارى و بخوشى از او درخواست مهلت كنى و با لطف او را از خود برگردانى و بهمراه از دست رفتن مالش با او بد رفتارى نكنى كه اين پستى است و لا قوه الا بالله . حق آنكه با تو آميزد اينست كه فريبش ندهى گولش نزنى دروغش نگوئى و غافلگيرش ننمائى نيرنگش نبازى و مانند دشمنى كه برطرفش ابقاء نكند كار او را نسازى و اگر به تو اعتماد كرد تا توانى برايش خيرانديش باشى و بدانى زيان رساندن به خود واگذار بر تو ربا است و حرام است و لا قوه الا بالله . حق طرفى كه دعوى به دو دارى اينكه اگر دعويت درست است در گفتگوى موضوع دعوى آرام باشى چون دعوى بر گوش طرف گرانست و سخت است و دليل خود را با نرمش و مهلت و بيان خوش و لطف بميان آور و از بيان دليل بستيزه و قيل و قال و جنجال نپرداز تا دليلت از ميان برود و چيزى بدست نيايد و لا قوه الا بالله . حق مشورت‌خواه : اگر راى حاضرى برايش دارى در اندرزش بكوش و نظرت را كه اگر بجاى او بودى خود به كار مىبستى به او بگو و بايد با مهرورزى و نرمش باشد زيرا نرمش هراس براست و سخت‌گوئى انس برانداز و اگر خود نظرى براى او ندارى و كسى را برايش دارى كه به راى او اعتماد دارى و براى خودت مىپسندى دليلش باش به دو و ارشادش كن بسوى او تا از خيرخواهى نگاهى و از اندرز كم ننهى و لا حول و لا قوه الا بالله . حق كسى كه با او مشورت كنى اينست كه در نظرى كه به تو ميدهد بدبين نباشى و نظرى كه به تو ميدهد يك راى است و هر كس نظرى دارد و تو در عمل براى مختارى اگرش متهم دارى با اينكه تهمت به او روا نيست اگر در نظرت شايسته مشورت است و در نظرى كه به تو دهد تشكر كن و اگر پسند تو است خدا را حمد كن و آن را برادر خود با تشكر بپذير و در صدد عوض دادن باش اگر به تو روى آورد و لا قوه الا بالله . حق كسى كه نصيحت خواهد اينست كه به خوبى به او اندرز دهى از راهى كه بگوشش سبك آيد و پاسخى كه خردش بپذيرد زيرا هر خردى تاب سخن خاصى دارد كه ميفهمد و مىپذيرد و