تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
خرمى و بسيار خنديدن بد است و حد وسط خوبست . گويم . . . ميتواند اشاره به اين باشد كه خوشروئى همانا خوبست آنگاه كه با صفاى دل و دوستى با آن باشد نه اينكه براى فريب و حيله باشد ، بنى هاشم و بنى عبد المطلب يك مصداق دارند زيرا براى هاشم جز از عبد المطلب فرزندى بجا نمانده . 37 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) ، فرمود : سه كار باشند كه هر كس يكى از آنها را نزد خدا آورد خدا بهشت را بر او واجب سازد ، انفاق در تنگدستى ، و خوشروئى با همه مردم جهان ، و انصاف دادن در باره خود . بيان : انفاق شامل واجب و مستحب مىشود ، و مقصود از تنگدستى كمى روزيست و گر چه بيش از خرج خود و عيالش دارد كه انفاق كند ، و بسا شامل ايثار هم باشد كه از خود كم نهد و به ديگرى دهد چون كه ايثار بطور مطلق يا در باره برخى نيك است ، گر چه اخبار در باره آن به ظاهر اختلافى دارند و برخى دلالت دارند بر حسن آن ، و برخى بر ذم آن و بر اينكه در صدر اسلام پسنديده بوده و حكمش نسخ شده . و بسا جمع آنها اينست كه براى برخى كه تاب سختى دارند خوب است چون توكل آنها كامل است و در ندارى دچار پريشانى نشوند ، و براى كسى كه چنين نيست بد است ، و اميد است در جاى ديگر آن را تفصيل دهيم ان شاء الله و بسا تفسير شود به كسى كه از اندازه كفايت خود كم نهد و بمحتاج‌تر از خود دهد يا به كسى كه هيچ ندارد . ( خوشروئى با همه ) يا مقصود عموم خلق است كه براى مؤمن براى ايمان و دوستى است و منافق و فاسق براى تقيه و مدارا چنانچه گفتند .
مدارا كن مر آنها را چه اندر خانه‌شان هستى * و راضيشان بكن تا در زمين شد پاى بستى
يا اين حكم ويژه مؤمنانست چنانچه در خبر آينده اشعار دارد ، و بهر تقدير شامل فاسقانى نيست كه با عبوس به روى آنها در برخوردها ترك گناه كنند نه بجز آن ، و اين كار زيانى هم ندارد كه در اين صورت به حساب يكدرجه از نهى منكر بر هر مؤمن واجب باشد . ( انصاف در باره خود ) اينست كه بر خود قضاوت درست كند بىحضور نزد قاضى ، و در باب انصاف آيد كه : آن اينست كه بپسندد براى ديگران آنچه براى خود پسندد ، و بد دارد براشان آنچه براى خود بد دارد و بقول راغب انصاف در معامله عدالت است كه داد و دهش برابر باشد . . . 38 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : يا رسول