4 - همان : بسندى از امير مؤمنان ( ع ) ، فرمود : كيست كه روزى صد در صد برادر و دوست تو باشد و كدام مرد است كه كاملا آراسته و درست باشد ؟ 5 - قرب الاسناد : بسندش تا رسول خدا ( ص ) ، فرمود : سه خصلت از جفاكاريست اينكه مردى با ديگرى يار شود و از نام و كنيه او پرسش نكند ، و اينكه كسى را بخوراكى دعوت كنند و نپذيرد ، يا بپذيرد و حاضر شود ولى از آن نخورد ، و اينكه مردى با زنش جماع بكند پيش از شوخى ( و بوس و كنار ) .
6 - خصال : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه در سفارش بپسرش محمد بن حنيفه فرمود :
بپرهيز از خودبينى ، و بدخوئى ، و كمصبرى كه با وجود آنها يارى با تو پايدار نماند ، مردم پيوسته از آنها دورى كنند و خود را بدوست داشتن وادار ، و بر خرج كردن براى مردم صبور باش ، جان دلت را از دوست خود دريغ مكن ، و ورود و حضورت را به آشنايانت ارزانى دار ، و خوشروئى و محبت خود را براى همه ، و عدل و انصافت را بدشمنت ببخش ، و دين و آبرويت را از هر كس دريغ كن ، زيرا آن بدين و دنيات سازگارتر است .
7 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : پنج خصلت است كه هر كه يكى را هم ندارد پربهره نباشد 1 - وفاء 2 - تدبير ، 3 - شرم ، 4 - خوشخوئى ، 5 - كه همه را دربردارد آزادى .
8 - عيون : بسندش از ابراهيم بن عباس كه شنيدم امام رضا ( ع ) ميفرمود : دوستى بيست سال خويشاونديست و دانش اهلش را بهتر گرد هم آورد از پدران ( و نياكان ) .
9 - خصال : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : حارث بن اعور بامير مؤمنان گفت : اى امير مؤمنان من به خدا دوستت دارم ، فرمودش اى حارث اگرم دوست دارى با من ستيزه مكن و بازى مكن ، و اين سو و آن سو مكش مرا ، و با من شوخى مكن ، و از اندازه خودم پستم مكن و بالاتر مبر .
10 - امالى طوسى : بسندش تا امام صادق ( ع ) فرمود : اگر دوستى دارى و به منصبى رسيد و يكدهم آنچه را پيشتر برايت منظور ميداشت منظور كرد ، دوست بدى نيست .
11 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) مىفرمود : دوست تا آنجا بزرگوار است كه دوزخيان از او فريادرسى خواهند و او را در دوزخ بخوانند پيش از خويشاوند ، خدا بگزارش از آنها فرموده ( 100 : الشعراء ) " پس نيست براى ما شافعى 101 و نه دوستى مهربان " .
12 - معانى الاخبار تا لقمان كه به پسرش گفت : پسر جانم صد يار بگير و يك دشمن مگير ، پسر جانم ترا همان نهاد است " خويت " نهاد تو دين تو است و خويت رابطه تو با مردم
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٢