و فرمود : دوستدارى نيم خرد است .
و فرمود : هر كه نرمخو است پرهوادار است .
و فرمود ( ع ) : همخو بودن با مردم از آسيب رساندن آنها در امان دارد .
و فرمود ( ع ) : بايد خردسالانتان پيرو بزرگانتان باشند ، و سالخوردههاتان مهرورز به خردسالان ، چون جفاكاران دوران جاهليت نباشيد كه نه دين را بفهميد و نه از خدا چيزى درك كنيد .
و در وصيتش بفرزندش حسن فرمود ( ع ) : خود را به پيوند با دوستت وادار نزد قطع بصله او و نزد او گردانش بلطف و گرمى با او ، و نزد دريغش به بخشش به او ، و نزد دورشدنش بنزديك شدن به او ، و نزد سخت گيريش بنرمش با او ، و نزد بدكرداريش با تو بعذرخواهى از او تا آنجا كه گويا بنده او هستى و او ولى نعمت تو است ، و مباد اين روش را بى جا به كار برى و با كسى كه شايسته آن نيست انجام دهى .
با دشمن دوستت دوست مشو تا بدوستت دشمنى كنى ، و حق نصيحت را به برادرت عرضه كن ، خوب باشد يا بد ، خشم فرو بر كه من نديدم نوششى شيرينتر باشد از آن در سر انجام و لذيذتر باشد در آينده در برابر سختگير نرمش كن كه به نرمش كشانى ، و بدشمنت بخشش كن كه شيرينتر دو پيروزيست .
اگر خواهى از دوستت ببرى اندازه در دلت نگهدار شايد روزى به تو برگردد ، هر كه به تو خوشبين است گمانش را محترم شما و چنان باش ، حق دوستت را ناديده نگير باعتماد رابطه دوستى زيرا كسى كه حقش را ناديده گيرى دوستت نيست مبادا خاندانت بدبختتر از مردم ديگر باشند نزد تو ، رو مكن به كسى كه از تو رو گرداند ، و دوستت مبادا بر بريدن از تو قوىتر باشد از صله تو با او ، و مبادا ببد كردن قوىتر باشد از تو باحسان تو بر او ستم ستمكار بر تو گران نيايد ، زيرا او به خود بد كند و نداند ، سزاى كسى كه شادت كند بدى كردن به او نباشد .
تا فرمايد : وه چه زشت است فروتنى نزد نيازمندى و جفا كردن هنگام بىنيازى .
36 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : اى زادگان عبد المطلب مال شما به همه مردم رسانيست ، پس با آنها بخوشروئى و خرمى برخورد كنيد ( تا هوادار شما باشند ) .
و در روايت قاسم بن يحيى بواژه ، يا بنى هاشم آمده است .
بيان : در نهايه است كه در حديث آمده : راستش مال شما بمردم رسانيست و به اخلاق خود به آنها برسيد ، يعنى مال شما چندان نيست كه به همه بدهيد ، و در تفسير وجه طلق گفته :
روى باز ، و بتفسير قاموس روى خندان و خرم و بقولى خوشبرخوردى آگاهى بر اينست كه
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٨