ميراث به او واگذار شده چگونه اين همسرش مستحق ميراث باشد و دخترش فاطمه عليها السلام از آن بهره و نصيبى نداشته باشد و چگونه اين حاكم بدخترش عايشه همان را كه بفاطمه عليها السلام گفت نگفته كه پيغمبر ( ص ) ارث نميدهد و هر چه بجا نهد صدقه است .
بعلاوه كه حجره را ارث عايشه دانستن تعجب ديگر هم دارد و آن اينست كه عايشه يكى از نه زن دائمى پيغمبر ( ص ) بود كه همه هنگام وفات آن حضرت زنده و ارث بر بودند و سهم عايشه از حجره يك هشتم از يك نهم ميشد بدون خلافى در فقه اسلام و اگر اين اندازه از زمين حجره را بسنجد كه تنگ و كوچك است باندازهاى نميشود كه پدرش را در آن به خاك سپارد و اگر ارث منظور شود سهم امام حسن چند برابر آن مىشود كه از فاطمه مادرش ارث برده و از سهم پدرش كه از سهم مادرش به او رسيده . « 1 »
هامش
( 1 ) - بنا بر ارث سهم عايشه از حجرهاى كه پيغمبر ( ص ) در آن به خاك سپرده شد يك هفتاد و دوم مىشود كه اگر فرض كنيم مساحت همهء زمين آن هفتاد و دو وجب مكعب بوده يك وجب سهم او بوده و اگر هم دو برابر آن بوده دو وجب مكعب كه جاى يك سبو است .
و سهم امام حسن از آن بيش از يك چهارم همهء مساحت حجره بوده كه اگر 16 متر مكعب باشد بيش از چهار متر مكعب مىشود زيرا آن حضرت يك سوم سهم از مادرش به ارث برده با وجود يك برادر و دو خواهر ديگر بنا بر مشهور در شمار فرزندان فاطمهء زهرا عليها السلام منهاى يك چهارم سهم پدرش كه سهم ارث او است از فاطمه باضافهء سهمى از آن هم كه به ارث به امام حسن منتقل شده .
اين بحث در صورتى كه زن از زمين شوهر متوفى خود ارث برد و اما بنا بر منع از آن عايشه هيچ سهمى در زمين حجره كه محل دفن است نداشته .
و از ضمن كلام مصنف ( ره ) بر آيد كه پس از دفن پيغمبر ( ص ) در آن ابا بكر كليهء آن را بعايشه داده و همهء حجره در تصرف او بوده ( مترجم )