تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
و اين از آنها بدور نباشد و نسبت بدشمنى آنها با خاندان پيغمبر عليهم السلام چيز اندكى است ، و عجب است گفتهء برخى از آنان كه حجت آنها را فشار داده كه گويند : آن حضرت بفاطمه اعلام كرده بود و او فراموش كرده بود و در بارهء آن دچار شك شده بود و فدك را خواست و اين خلاف عادتست و نميشود فراموش كرده باشد آنچه در روش زندگى است كه پيغمبر ( ص ) به او فرموده : تو از من ميراث نميبرى و ما گروه پيغمبران ارث برده نشويم و هر چه بجا گذاريم صدقه است . و اين حكم بخصوص آن حضرت وابسته است و براى او است و چگونه مىشود بر حسب عادت فراموش كرده باشد چيزى و حكمى كه براى خصوص او صادر شده و واجب است آن را بداند و حاجت خود را بدان باور داشته باشد تا اينكه به كلى فراموشش كند و براى آن حاجت مبارزه كند تا به او گويند پدرت گفته كه ارث نميدهد و باز هم سفارش پدر را به ياد نياورد تا باحتجاج برخيزد بوسيلهء قول خدا تعالى ( آيهء 16 - سورهء النمل : « و ارث برد سليمان از داود » . و قول خدا تعالى بحكايت از گفتهء زكريا ( آيهء 6 سورهء مريم ) : « ارث برد از من و ارث برد از خاندان يعقوب و بساز پروردگارا او را پسنديده » . و پيوسته گريه كند و شكوه كند تا بميرد و وصيت كند كه نماز نخواند بر جنازهء او ستمكار بر او و ياران آن ستمكار و گور او را هم نشناسند . و عجب اينكه اشتباه دامنگير امير مؤمنان ( ع ) هم بشود تا حاضر شود و گواهى دهد براى فاطمه عليها سلام بدان چه از براى او نباشد با اينكه پيغمبر ( ص ) فرموده : من شهر دانشم و على در آن شهر است . و از عجب است كه اعتراف دارند رسول خدا ( ص ) فرموده : براستى خدا خشم كند براى خشم فاطمه و خشنود شود بخشنودى او . و فرموده : فاطمه پارهء تن من است به درد آوردم آنچه او را به درد آورد . و فرموده : هر كه آزار دهد فاطمه را البته كه مرا آزرده و هر كه مرا آزارد
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 358 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى