البته كه خدا را آزرده .
و آنگاه همهء آنان باتفاق دانند كه ابو بكر بخشم آورد آن حضرت را و به درد آورد فاطمه را و آزار كرد فاطمه را .
و با اين همه بگويند كه ابو بكر ستم نكرد بفاطمه عليها سلام و دعوى كنند فاطمه بناحق فدك را خواست چگونه درست در آيد اين گفته و از كجا ابو بكر رها باشد از اينكه ظالم و ستمكار است با اينكه بخشم آورده كسى را كه از خشمش خدا بخشم آيد و به درد آورده پارهء تن رسول خدا ( ص ) را كه او دردناك شود به درد او و آزار داده است كسى را كه بآزار او خدا و رسولش آزرده شوند با اينكه خدا تعالى فرموده :
( آيهء 57 - سورهء الاحزاب ) : « راستى آنان كه آزردند خدا و رسولش را لعنت كند آنان را خدا در دنيا و ديگر سرا و آماده دارد براشان عذابى خواركننده » و آيا اين جز مكابره است در تصويب ظلم ظالم و ستمكار و بىباكى است در ارتكاب مظالم تبهكار .
و از شگفتيها است گفتهء برخى از آنان كه ابا بكر ميدانست فاطمه عليها سلام راست ميگويد در بارهء اينكه پدرش فدك را به دو بخشيده ولى رأيش اين نبود كه بعلم خود عمل كند ( اين مسأله در كتاب قضا و شهادت مطرح است كه آيا قاضى در مرافعه ميتواند بعلم خود حكم صادر كند يا نه ؟ ) و نياز است براى صدور حكم به سود فاطمه عليها سلام به بينهاى كه بنفع او گواهى دهد .
و چون به آنها گفته شود : پس چرا بعنوان ارث فدك را بفاطمه نداد ؟
گويند : چون او از پيغمبر ( ص ) شنيده بود كه : ما گروه پيغمبران ارث برده نشويم و هر چه بجاى ما ماند صدقه است .
و چون به آنها گفته شود : اين خبر واحد است و تنها ابو بكر آن را روايت كرده و ديگرى با او در نقل آن همراه نيست .
گويند گر چه چنين است ولى خودش اين خبر را از پيغمبر ( ص ) شنيده بود و با اينكه به گوش خود شنيده بود و آن را ميدانست نميتوانست بخلاف آن حكم كند .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٥٩