است دروغ و بهتان زشت و صريح و عجب آنكه دعوى كنند انفاق مردى را كه از آغاز عمر خود معروف بوده به بينوائى و تنگدستى و هر كه بر اخبار و تاريخ ، آگاه باشد بر او پوشيده نباشد فقر و گدائى ابى بكر و نيازمندى و بينوائى و تنگى معيشت او و بيچارگى او زيرا در دوران جاهليت آموزگار بوده و در مسلمانى خياط و پدرش هم تنگدست بوده و از فقر در رنج مهلك و زندگى تنگنا ، كسب او در بيشتر دوران عمرش از شكار قمرىها و پرندههاى ديگر بوده كه جز آن نميتوانسته و چون كور شد و پسرش نتوانست به او كمك كند رو به عبد اللَّه بن جدعان آورد و او را واداشت كه هر روز جار بزند براى دعوت مهمان و مزدى باندازهء خوراك او از خوردنى برايش مقرر كرد پس از كجا ابى بكر مالى داشته با اين حال خود و پدرش در فقر و پريشانى ؟ و هم آنان روايت كردند كه ابى بكر روزى از خانهء خود در پوشى براى مشكش خواستار شد و چيزى در خانه نبود تا اينكه دخترش اسماء كمربند خود را دو تيكه كرد و با نيم آن در مشك را بست ، و به پندار آنان پدرش او را ذات النطاقين ناميد .
و در اين خلافى نيست كه چون بعد از پيغمبر ( ص ) متصدى كار و زمامدار شد فردا ببازار رفت تا كسب معاش كند و مسلمانان به او گفتند : اين كار را مكن كه مايهء نقص و آبروريزيست و ما از بيت المال براى تو حقوقى مقرر سازيم باندازهء قوت تو و هر روزى سه درهم براى او قرار دادند كه خرج خود و عيالش كند و اين دليل است بر اينكه اين مرد هميشه از اول تا آخر عمرش بينوا بوده و چه خوش گفته شاعر ما كه سروده :
و گر نه اين مال از كجا پيدا شده * و مصرف آن در بارهء چه روايت شده و از اخبار اهل بيت بر آيد ، كه سختترين احوال پيغمبر ( ص ) كه در آن نيازمند كمك و بخشش شد دو وقت بوده يكى در وقتى كه ميان شعب نهان شده و متحصن بود و ديگرى وقتى كه از مكه بسوى مدينه در گريز بود .
اما مدتى كه آن حضرت در شعب بود به روايت موافق و مخالف امير مؤمنان ( ع ) بود كه در رفت و آمد بود و هر روزى هزينهء آن حضرت را به او ميرسانيد تا روايت شده كه
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٥٠