تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
از ابى ذر . و با اين حال ابو ذر را به صديق نناميدند و ابى بكر را صديق ناميدند و هرگز در بارهء او چنين روايتى نرسيده « 1 » . و يك غلط عجيب و خطاى زشت آنها اينست كه ابى بكر را خليفه رسول خدا ( ص ) ناميدند با اينكه اعتراف دارند او را جانشين خود نكرده و ده تن بودند كه در سقيفه او را جانشين نمودند كه دو تا از آنها به او دست بيعت دادند و ديگران پيروى كردند و هم او بود كه بالاى منبر گفت : واپس گيريد از من بيعت خود را ، و اعلان كرده كه خليفه ساختن از طرف مردم بوده چون درخواست پس گرفتن از آنها نموده . و با اين همه ميگويند : اى خليفهء رسول خدا ( ص ) و على ( ع ) را خليفهء رسول خدا ( ص ) نام نبرند با اينكه پيغمبر ( ص ) آن حضرت را در چند مورد و مقام جانشين خود كرده و خليفهء خود ساخته و چند نص صريح در بارهء آن صادر فرموده و انكار ندارند كه پيغمبر آن حضرت را در غزوهء تبوك جانشين خود كرد كه فرمود به او : راستش مدينه اصلاح نگردد جز بوجود من يا بوجود تو و به او فرمود : آيا خشنود نيستى كه بوده باشى از من بمنزلهء هارون از موسى جز اينكه پيغمبرى پس از من نباشد . و اين خود خليفه ساختن آشكار آن حضرت است و مورد اتفاق است و ابو بكر
هامش
( 1 ) كلمه صديق لفظى است كه دلالت بر مبالغه و تأكيد دارد و دو معنى ميدهد : يك - بسيار راستگو و به اين معنا است كه بايد به ابو ذر گفته شود نه به ابى بكر زيرا راستگوئى ابو ذر را پيغمبر ( ص ) گواهى كرده و چون شامل همهء گفته‌هاى او است مىشود بسيار راستگو چون مبالغه در اينجا باعتبار كثرت گفتار است . دو - بمعنى بسيار باور داشتن كه از مادهء تصديق باشد و اين امريست در دل و مبالغه در آن به دو وجه است يكى اينكه باور بسيار محكم باشد و تزلزل پذير نباشد و ديگر اينكه فورى و زود باشد و دچار ترديد نگشته باشد و حديث سه تن صديق باشند بدين معنا است كه به مجرد اطلاع بر دعوت پيغمبر خود باور كردند و ايمان آوردند ( مترجم )
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 323 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى