اما دليل عقل اينست كه : ما ميدانيم خدا عز و جل اختلاف را بد دارد در دين و از آن نهى كرده و بر آن تهديد كرده و بيم داده و نميشود هدف او از آفرينش مردم چيزى باشد كه آن را بد دارد و ناخواه حضرت او است و بخواهد از آنان آنچه را از آن نهى كرده و قدغن نموده . « 1 » و اما گواهى لفظ : براى آنكه لفظ رحمت در آيه نزديكتر است بدين لفظ اشاره ( خصوص كه در آيهء دوم از آن آمده ) از لفظ اختلاف كه در آيهء پيش است ( و بعلاوه بايد آن را از لفظ مختلفين بدر آورد و در متن كلام نيست ) و حمل لفظ اشاره بر واژهء نزديكتر بدان اولى است در زبان عرب از حمل آن بر لفظ دور تر .
و اما اينكه سائل گفته : لفظ رحمت مؤنث است و لفظ ذلك مذكر است استدلالى است باطل زيرا تأنيث در رحمت حقيقى نيست و چون لفظ اشاره براى آن آورند كه از آن مذكر است حمل بر معناى آن شود كه انعام و تفضل است و خدا سبحانه فرموده :
«
هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي
» : اينست رحمت از پروردگارم . « 2 » و نفرموده : هذه كه اشاره بمؤنث است چون مقصود او اينست كه : هذا فضل من ربى .
هامش
( 1 ) اين دليل در تفسير نامبرده چنين بيان شده :
اما دلالت عقل از آنجا كه در عقل مقرر است كه نيكو نبود كه خداى تعالى خلقان را براى اختلاف آفريند و غرض او از خلق ايشان اختلاف باشد چه حقتعالى نهى كرده است از اختلاف و كاره است آن را و امر كرده است باتفاق و وعدهء ثواب بر اين و بر آن وعيد كرده .
و اما شهادت اللفظ از آنجا است كه كنايت بلفظ رحمت نزديكتر است از آنكه با لفظ اختلاف و رد الكناية الى اقرب المذكورين اولى .
( 2 ) و در تفسير نامبرده گواه ديگر آورده از قرآن مجيد كه فرموده ( 55 سورهء الاعراف ) : «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ» : راستى رحمت خدا نزديك است به نيكوكاران و در وصف رحمة مؤنث قريبة نگفته .