گواه اين گونه استعمال از اشعار عرب
1 - امرء القيس گفته :
برهرة رخصة رودة * كخرعوبة البانة المنفطر
ترجمه :
سپيد نازك اندامى نوازشگر و خوشخرام * بمانند شاخ تازه بان شاخه شكسته و منفطر را بلفظ مذكر وصف بأنه مؤنث آورده چون مقصودش از بأنه غصن بوده كه مذكر است .
2 - شاعر ديگرى سروده :
قامت تبكيه على قبره * من لى من بعدك يا عامر
ترجمه :
ايستاده گريه ميكرد بر گورش * كه كيست سرپرست من بعد از تو اى عامر
تركتنى في الدار ذا غربة * قد ضاع من ليس له ناصر
ترجمه :
وانهادى مرا در خانه صاحب غربت * البته ضايع است كسى كه ندارد ياورى ذا غربة را وصف آن زن گرينده آورده و ذات غربة كه وصف مؤنث است نياورده چون قصدش اين بوده كه شخص صاحب غربت . « 1 » و مقصود از اختلاف كه در آيه آمده اختلاف در دين است و پشت كردن به حق براى پيروى هوى و هوس و يا شبهه و شك .
هامش
( 1 ) و در تفسير ابو الفتوح گواه ديگرى از شعر عرب آورده از سرودهء زياد اعجم :ان السماحة و الشجاعة ضمنا * قبرا بمرو على الطريق الواضحترجمه :
راستى كه سخاوت و شجاعت نهاده شدند * در گورى بمرو بر سر راهى روشن گواه اينكه سماحة و شجاعت مؤنثند و ضمير فعل راجع به آنها را كه ضمنا باشد مذكر آورده چون مؤنث مجازى باشند و مصدر را تأنيث نكنند .