و يكى از مفسران در بارهء مختلفين وجه غريبى آورده و آن اينست كه :
جانشين يك ديگرند و مقصود اينست كه هر امتى جانشين امت پيش است در كفر زيرا خلف بعضهم بعضا يا اختلفوا يك معنى دارند چنانچه قتل بعضهم بعضا با اقتتلوا و معنى هر دو اينست كه يك ديگر را كشتند .
و به همين معنا است قول عرب كه گويند : اختلف العصران و الجديدان يعنى روزهاى تازه بجاى هم آمدند و گذشتند .
و اما لفظ رحمت بمعنى دل نازكى و دلسوزى نيست ولى بمعنى نعمت بخشى و احسانست و دليلش اينست كه : هر كه به ديگرى احسان و نعمت بخشد موصوف شود به رحيم و گرچه رقت قلب و دلسوزى وى در بارهء او معلوم نباشد بلكه رحيم را وصف كسى آورند كه رقت قلب او معهود نيست بيشتر از كسى كه رقيق القلب باشد زيرا نعمت بخشى و احسان از سختدل بيشتر اهميت دارد تا از نازك دل و ما ميدانيم كسى كه دل نازك باشد بر ديگرى و از بخشش و احسان به او دريغ كند موصوف برحيم نشود و چون نعمت بخشد موصوف به رحيم گردد و بايد معنايش همان باشد كه ما گفتيم و مىشود كه معنى رحمت در اصل لغت رقة و شفقت باشد و در عرف نقل بدان معنا شده كه ما گفتيم . « 1 »
پايان آنچه از كتاب كنز الفوائد بدست ما رسيده كه نوشتهء شيخ فقيه محمد بن على بن عثمان كراجكى رحمه اللَّه مىباشد .
هامش
( 1 ) و در تفسير ابو الفتوح در بارهء اين آيه وجه ديگر آورده و گفته :
جواب ديگر از اصل مسأله آنست كه : ذلك راجع نيست با لفظ و معناى رحمت و نه نيز با اختلاف بل راجع است الى كونهم امة واحدة مجتمعين على الايمان و اين وجهى لائق است براى آنكه اتفاق است كه خداى تعالى خلقان را براى اطاعت و ايمان آفريد - الخ .