تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
و اعتمادشان بر آنها چون اعتماد بر كسانى كه بمحض استحسان فتوى دهند نيست و نه مانند كسانى كه در حكم شريعت به گمان و حدس فتوى دهند و همانا كه آن رجوع است بدان چه از نصوص مفيد علم و يقين نزد علماى شيعه سپرده شده است و اعتماد است بدان چه كه از آثار منقوله و فتواهاى ائمهء راستگو نگهدارى شده كه در آنها است علم آنچه طالبان خواستارند و آنچه سائلان خوشه چين باشند و هر كه از اين معدن برگيرد از خود امام ( ع ) بر گرفته زيرا اين اخبار علوم آن حضرت است و گفته‌هاى پدران او عليهم السلام . و بسيار شده كه مخالفان چون اين سخن را از ما شنوند گويند : در اين صورت شما راهى براى رفع نياز خود بدان چه نياز داريد پيدا كرديد كه فتاواى در احكام محفوظه از امامان پيشين است و بدان از امام زمان مستغنى باشيد و وجود او لازم نباشد . و اين گفته درست نيست زيرا اين آثار و نصوص در بارهء احكام بوجود آمدند بواسطهء نقل كسانى كه بسا دچار خطا و غلط و فراموشى باشند و يا عمدا برخى را ترك كردند و يا نهان كرده باشند و چون مىشود چنين باشند بايد امامى معصوم پشتيبان آنها باشد و شاهد آنها گردد و خبر آنها را دارا باشد تا اگر بخطا رفتند آنها را هدايت كند و اگر فراموش كردند يادآور آنها شود يا اگر نهان داشتند او حق را بداند و بفهماند و امام زمان ( ع ) گر چه نهان است از آنان بطورى كه شخص او را نميشناسند ولى ميان آنها هست تا احوالشان را مشاهده كند و اخبارشان را بداند و اگر از نقل احكام روگردانند و و از راه حق بيراهه روند نميتواند تقيه كند و خدا سبحانه او را ظاهر سازد و از او نگهدارى كند تا اينكه حق را بيان كند و حجت را بر خلق تمام كند . « 1 » و اگر بواسطهء اينكه ما راهى بعلم داريم جز از شخص او به گردن ما لازم شود از او بىنياز باشيم بر مخالفان ما لازم شود كه خود را از وجود پيغمبر ( ص )
هامش
( 1 ) از اين بيان ظاهر شود كه هميشه حكم حق در ميان مسلمانان وجود دارد گرچه از زبان عالمى گمنام و بىنام باشد و بسا كسانى كه آن را بفهمند و بدان عمل كنند و وجود حكم حق در جامعهء اسلامى لطفى است از جانب پروردگار مانند اينكه وجود خود امام گر چه در پس پرده باشد لطفى است كه بايد باشد . ( مترجم )