و نيز از او است :
اى كه ندارى را نكوهش كنى آيا باز نگيرى * عيب و نكوهش ثروت بيش است اگر خوب بسنجى از شرف و فضل فقر بر توانگرى * همين بس كه بدرستى توانى فكر كرد تو نافرمانى خدا كنى تا توانگر شوى * و نافرمان خدا نشوى تا اينكه فقير گردى از ديگرى ، شعر :
بينم مردمى كه به كمتر از ديندارى قناعت كنند * و نبينم آنان را كه در زندگى به كمتر راضى شوند تو به خدا بىنياز باش از دنياى پادشاهان * چنان كه شاهان بدنياى خود از دين بىنياز شوند
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢١١