در زمين خشنودى باشد البته كه سخط هم باشد راستش براى خدا دينى است كه نزد او محبوبتر است از دينى كه امروزه شماها داريد .
چه باشد مرا كه بينم مردم ميروند و برنميگردند ، آيا ماندن را پسنديدند و ماندنى شدند ، يارها شدند و بخواب رفتند .
سپس فرمود : كدام شما شعر او را روايت داريد و براى آن حضرت خواندند :
الف - در آنها كه نخست رفتند از اين دنيا در قرون گذشته * براى ما دليلهاى بيناكننده است ب - چون ديدم هر كس بآبشخور مرگ رفت * براى او بازگشتى نبود ج - و ديدم قوم من هم بسوى آن شتابند * از خردسالان و سالمندان د - بر نميگردد گذشتهاى و نميماند * از ماندهها پايندهاى ه - يقين كردم منم بناچار آنجا * كه ديگران قوم رفتند روندهام و روايت است كه : مردى براى رسول خدا ( ص ) حديث گفت و در حديث او بود كه بدنبال شترم كه گمشده بود بيرون رفتم و او را در سايهء درختى يافتم كه از برگهايش خرد ميكرد و مىخورد و نزديكش رفتم و مهارش كردم و سوارش شدم و او را بيك وادى درانداختم و بناگاه چشمهاى جوشان بود و بستانى با درختان سر درهم و درختانى جنگلى . و بىانتظار ديدم قس بن ساعده ايستاده ميان دو گور و نماز ميخواند و ميان آن دو براى خود مسجدى ساخته . راوى گفت : چون نمازش پايان يافت به او گفتم :
اين دو گور چه باشند ؟
گفت : اين دو گور از دو برادر منند كه خداپرست بودند با من در اين جا و من خدا را ميان اين دو بپرستم تا بدانها پيوندم .
راوى گفت : سپس رو بسوى دو گور كرد و گريه سر داد و مىسرود :
الف - اى دو دوستم بيدار شويد بدرازا كشيد كه بخواب رفتيد * اين نصيب و بخت شما بود يا خواب خود را برگزار ميكنيد ؟
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٣٨