تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
16 - نضر بن دهمان نوادهء اشجع كه صد و نود سال عمر كرد و جوانى و سياهى موى او برگشت و عقلش كه رفته بود بر جاى خود آمد و عباس بن مرداس سلمى در بارهء او سروده كه در ضمن آنها گفته : سياهى سرش برگشت پس از آنكه سفيد شده بود * و به دو برگشت جلوهء جوانى كه از دست رفته بود و عقلش به دو برگشت پس از اينكه از دست او رفته بود * ولى او از آن پس هم مرد ( با اسقاط ترجمهء دو شعر مغلوط ) . ( و آنگاه مصنف ( ره ) نام شمارى از معمران را برده و از هر كدام شعرى آورده كه چون نقل اشعار براى فارسى زبانان سودمند نيست بفهرست نام آنان اكتفاء ميكنيم ) . 17 - امية بن اسكر ليثى : كه روزگارى دراز زيست تا خرف شد و پسر بچه‌اى كه گوسفندانش را ميچرانيد به دو برخورد كه خاك بر سر خود ميريخت از پيرى و ايستاد و او را تماشا كرد تا به خود آمد و چون چشمش بدان پسر بچه افتاد كه به او نگاه ميكرد اشعارى سرود . 18 - جعثم بن عوف پسر جذيمه : دويست و پنجاه سال زيست . . . 19 - امانات بن قيس از كنده : صد و شصت سال زيست و در بارهء او يك مردى از كنده قطعه شعرى گفته . . . 20 - اوس بن ربيعه از اسلم : دويست و چهارده سال زيست و در اين باره شعرى گفته . . . 21 - كعب بن رداد : سيصد سال زيسته تا از زندگى خسته شده و در اين باره شعرى گفته و آرزوى مرگ كرده . . . 22 - انس بن نواس از ربيعه : روزگار درازى زيسته و دندانهايش كه افتاده بودند از نو در آمدند . . . « 1 »
هامش
( 1 ) بر آمدن دندان نو براى كسى كه از گذشت سن دندانهاى خود را از دست داده ميان مردم معروف است ولى يك دندانپزشك گفت تا پيش از 75 سال امكان دارد .