و خود قس مىسرود :
آيا باران امان آورد هنگام باريدنش * در بارهء بدكردار در كارها و نيكوكاران و آنچه پشت كرده ، از دست رفته و ميرود * آيا كاشكه گفتن و اگر من در بارهء آن سودم دهد ؟
و لبيد هم گفته :
قس كاشكه و اگر من را بجاى خود نهاده * و از لقمان حكم انديشه مورد توجه شده قس نيكوتر مردم بوده در زمان خودش از نظر خداپرستى و شيواتر از نظر سخنرانى و رساتر از نظر پندآموزى و بسيار بوده كه نام رسول خدا ( ص ) را ميبرده و مردم را به دو مژده ميداده و پيش از بعثت او به دو ايمان آورده بود .
و پيغمبر ( ص ) هميشه از اخبار او جستجو ميكرده و از مردم پندهاى او را و اگر ميخواسته و بر او رحمت طلب ميكرده و ميفرموده : قس خودش به تنهائى يك امتى است .
داستان قس و آنچه در بازار عكاظ گفته :
بسندش تا شعبى كه ابن عباس گفت : چون نمايندگان عبد القيس شرفياب حضور رسول خدا ( ص ) شدند فرمود : كدامتان قس بن ساعدهء ايادى را ميشناسيد ؟
پاسخ دادند همهء ماها او را ميشناسيم اى رسول خدا .
فرمود : من فراموشش نميكنم كه در عكاظ سوار نره شتر سرخ موئى بود و براى مردم سخنرانى ميكرد و ميگفت : اى مردم گرد آئيد و چون گرد آمديد گوش كنيد و چون گوش كرديد بدل سپاريد و ياد بگيريد و چون ياد گرفتيد بگوئيد و چون گفتيد راستگو باشيد .
هر كه زيست مرد و هر كه مرد از دست رفت و هر چه آمد نيست آيد ، راستى كه در آسمان خبرى هست و در زمين عبرتها ، گهوارهاى گسترده و سقفى افراشته و اخترانى لرزان و درياهائى بىژرفا .
سوگند مىخورد قس به خدا سوگندى پا بر جا ، نه دروغ دارد و نه گناه كه اگر