تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ز - نميشود مردم سر خود باشند و سرورانى نداشته باشند * و سرورانى نباشند چون نادانها بر آنها آقا شوند ح - چون رو گردانند سروران قوم از كار خود * واى بر حال اين قوم و پس واى ط - كار را بايد برأى و مصلحت نهاد * و اگر رو گردانند از بدان بايد فرمان برند ى - . . . . . * . . . . . « 1 » يا - چگونه درست آيد اگر ميان مردمى باشى * كه از راه راست قيد و بند دارند يب - و زمام خود را از نادانى بگمراهان خود سپردند * و همه بريسمان گمراهى دربندند يج - رسيده وقت كوچيدن بسوى مردمى گر چه دورند * كه در آنها صلاح است براى جويندهء حق و ارشاد يد - به زودى خود را از شماها دور سازم * گر چه خويشى و ولادت من با شما پيوسته است يه - راستى نجات اگر بينائى باشد برايت * در دورى از برادر گمراه است و هر چه دور تر و در شرح گفتهء او : در كفالت ابن عتر و عشيرهء او افتادند روايت شده كه آنان نماينده‌هاى قوم عاد بودند و بيرون شدند براى خانهء مكه تا خواستار باران شوند براى قوم خود و آنان قيل ، لقمان ، مريد و عارق بودند و به مردى از تيرهء جرهم وارد شدند و به لهو و طرب پرداختند در خانهء او و از خواهش باران غافل شدند و از بازى خود به هوش نيامدند جز پس از آنكه خدا باد سياه را بر قوم آنان در انداخت و همه را نابود كرد و قيل را برق طوفان زد و كشت و بدانها پيوست و سه تن ديگر باقى ماندند و درازعمرتر ميان آنها لقمان بن عاد صاحب كركسان بود كه نامش در پيش گذشت .
هامش
( 1 ) به علت وجود الفاظ مشتبه در اين بيت ترجمه نشد .