ميفرستاديم پيغمبرى را .
2 - كه اراده مجاز باشد و مقصود مقتضاى حال آنان باشد و بيان سرانجام آنها و مقصود اينست كه چون به آنها فرمانى ميشد نافرمانى ميكردند و هلاك ميشدند و اين چنانست كه گويند چون تاجرى خواهد مستمند شود از هر سو پيشامد بدى آيدش و از همه جا دچار زيان گردد ، و چون بيمار خواهد بميرد در خوراكش بخطا رود و ناپرهيزى كند و معلوم است كه چنين قصدى در ميان نيست و حسن اين تعبير براى بيان سرانجام كار آنها است و اين يك شيوه فصاحت است در كلام عرب و اين هم براى آيه جواب خوبى است .
3 - در جمله آيه حمل بر تقدم و تأخير شود و حاصلش اين باشد كه چون فرمان داديم مترفان آبادى را و نافرمانى كردند سزاوار كيفر شدند و نابودى آنان را خواستيم و تقديم و تأخير جملهها در زبان عرب نيز به كار رود و اين هم تفسير خوبى است و گواهش از قرآن قول خدا تعالى است - آيه 6 - المائده ايا آنانى كه گرويديد چون برخاستيد به نماز پس بشوئيد رويهاى خود را ، و ما ميدانيم كه وضو براى نماز همانا پيش از برخاستن به نماز واجب است و كسى هم كه امرنا خوانده با تشديد ميم بىنياز از اين جوابهاى ما نيست « 1 »
هامش
( 1 ) در ص 220 تفسير ابو الفتوح ج 7 چاپ اسلاميه اين سؤال را مطرح كرده و اين سه جواب مصنف را روشنتر آورده و جواب چهارمى هم بدان افزوده و در توضيح جواب دوم مصنف گويد : وجه سوم در جواب آيه آنست كه ذكر اراده در آيه مجاز و اتساع است و اين عبارت باشد از آنكه معلوم بود از حال قوم و مآل كار ايشان و تفسير آيت چنين باشد كه ما چون شهرى را هلاك خواهيم كردن ( و آيهجِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ: ديوارى كه نميخواست شكسته شود ) را هم گواه اين تفسير آورده . پايان .
من گويم وجه مجاز بودن واژه اردنا بيان نشده و معلوم نكردند كه مجاز مفرد است يا مركب بر سبيل استعاره تمثيليه و مىشود توضيح داد كه اردنا بمعنى علمنا آمده يعنى چون دانستيم كه قومى را براى مخالفت هلاك خواهيم كرد و مأمور به هم مقدر است و اعتراض ساقط است . ( مترجم ) .