تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
161 - روايت است كه چون رشيد ( هارون عباسى ) به حج رفت و در مدينه منزل كرد بنى هاشم و هر كه از مهاجر و انصار بجا مانده بودند و سران مردم مدينه نزد او انجمن شدند و امام ابو الحسن موسى بن جعفر ( ع ) هم در ميان آنان بود ، رشيد به ايشان گفت برخيزيد همگى به زيارت رسول خدا ص برويم و بدست امام ابى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) تكيه زد و از جابر خاست تا سر قبر مطهر رسول خدا ص رسيد و ايستاد و گفت : درود بر تو اى رسول خدا ، درود بر تو اى عموزاده ، و بدين گفته افتخار كرد بر همه قبائل عرب كه در گرد او بودند و بدين نژاد بر آنان بزرگى كرد ، راوى گفت : ابو الحسن موسى ( ع ) دستش را از دست او بدر آورد و گفت : درود بر تو اى رسول خدا درود بر تو اى بابا جانم گويد : چهره هارون دگرگون شد و رنگ خود را باخت و سپس گفت : اى ابو الحسن راستى كه افتخار همين است « 1 »
هامش
( 1 ) هارون سفرى به حج رفت و مقصودش اعلام جانشينان خود بود در انجمن عموم مسلمانان در انجام حج و امين را جانشين يكم و مأمون را جانشين دوم خود اعلام كرد و عهدنامه‌اى در اين زمينه نوشت كه بامضاى سران روحانى و سياسى جامعه پهناور آن روز اسلام رسانيد و نسخه‌اى از آن را هم در خانه كعبه سپرد و در سفرى هم كه بنام حج رفت امام هفتم موسى بن جعفر ( ع ) را دستگير نمود و با دو محمل سرپوشيده يكى بسوى بصره و ديگرى بسوى كوفه آن حضرت را از مدينه دور كرد و شايد بمردم چنان وانمود كه به حساب احترام مقام آن حضرت و بخواست او چنين كرده و اين تبعيد و زندان حضرتش تا شهادت آن حضرت در زندان بغداد بدرازا كشيد و آيا اين دو كار در يكسفر انجام شده يا دو سفر و مضمون اين روايت در كدام سفر بوده روشن نيست ( مترجم )