159 - به من باز گفت : شيخ ابو رجاء محمد بن على بن ابى طالب بلدى در قاهره بسندش تا سلام بن مستنير از ابى جعفر امام باقر ( ع ) كه جدم رسول خدا ص فرمود :
اى مردمان حلال من حلال است تا روز قيامت و حرام من حرام است تا قيامت آگاه باشيد كه خداوند عز و جل آن دو را در قرآنش بيان كرده و من در روش خود و در سنت خودم آن دو را روشن كردم و در اين ميانه شبههها است از شيطان و پس از من هم بدعتها است كه هر كه آنها را وانهد كار دينش به شود و مروت و آبرويش بجا مانند و ببهى گرايند و هر كه بدانها آلوده گردد و در افتد و پيرو آنها باشد چون شبانى است كه رمه خود را نزديك غرقگاه چراند و نفسش او را بكشاند تا رمه را بغرقگاه كشاند .
هلاكه هر پادشاهى را غرقگاه باشد آگاه باشيد كه غرقگاه خدا عز و جل محرمات او است از غرقگاه خدا خوددارى كنيد و از آنچه حرام كرده ، آگاه كه آزردن مؤمن بزرگتر بىايمانيست .
آگاه باشيد : هر كه در راه خدا عز و جل دوست دارد و در راه او دشمن دارد و براى خدا بخشد و براى خدا دريغ كند از مؤمنان برگزيده نزد خدا عز و جل باشد .
هلاكه چون دو مؤمن در راه خدا عز و جل دوستى كنند و يك دل شوند چون يك پيكر گردند كه چون عضوى از آن به درد آيد عضو ديگر دردش يابد « 1 »
هامش
( 1 ) در اين جمله حضرتش با بيانى بليغ وحدت روحى و همدلى ميان مؤمنان را كه انسان با حقيقتند بيان كرده و آنان را چو اعضاء يك بدن دانسته و شايد شيخ بزرگوار سعدى از اين حديث استفاده كرده و سروده :بنى آدم اعضاى يك ديگرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار( مترجم )