سازد و مخصوص سازد ديگران را بهدايت و آنان را از گمراهى بر كنار دارد .
پاسخ از گفته موسى ( ع ) كه نابود كنى ما را به كار بيخردان ما دو راه دارد .
1 - مقصود از اين نابودى مرگ است در اينجا چنانچه خدا فرموده - 176 - النساء - اگر مردى هلاك شد و فرزندى ندارد يعنى مرد ، و موسى اين پرسش را كرده كه آيا به كار بيخردان بهمراهشان ما را بميرانى ؟ و اين مرگى كه موسى از ان پرسيده كيفر گناه نيست بلكه براى احتمال رسيدن مرگ است براى مردم چنانچه در طوفان نوح همه جهانيان مردند جز آنها كه در كشتى بودند و هلاك كافرانشان كيفر بود و مرگ ديگران چون كودكان و بهائم و بىتكليفها بهمراه آنان سر رسيد عمرشان بود و واژه باء در
بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ
جاى مع آمده چون هر دو از حروف جر باشند .
2 - استفهام انكارى باشد به منظور استبعاد و انكار يعنى اين كار نميشود چنانچه كسى را حاكم دستگير كرده و به او گويد : آيا تو بما ستم روا دارى و حكم خلاف حق در باره ما صادر كنى ؟ و مقصود پرسش نيست بلكه انكار ظلم و جور و استبعاد از وقوع آن ، و جرير گفته « 1 »
بندهاى كو آمده در كوى من باشد غريب * سرزنش گويم به دو اى بىپدر با غربتش ؟
و مقصودش اينست كه اين هر دو با هم گرد نيايند و جمع نشوند .
هامش
( 1 ) يكى از شاعران طبقه سوم شعراء عرب است كه مولدين لقب دارند يعنى شاعرانى كه در اسلام زادند و پرورده شدند و در شعر استاد بودند ، جرير از معارضان و مبارزان ميدان شعر بوده در برابر فرزدق شاعر نامى دوران امويان و هر دو بدربار امويها خدمت كردند و در مدح آنان شعر سرودند و با هم مسابقه دادند ولى فرزدق از خانوادههاى معروف عرب بوده و با ائمه خاندان پيغمبر اخلاص داشته و شعر او در مدح امام چهارم زين العابدين رو در روى هشام اموى معروف است و دلالت بر شهامت او دارد و دوستى خاندان اهل عصمت ولى جرير از اعراب باديه و سرسپردگان امويها بوده است ولى براى لغت و قواعد ادبى شعر او را دليل آورند در اينجا مصنف شعر او را براى استفهام انكارى دليل آورده . ( مترجم )