بد شمارى ، بوسيله ديگرى پند گير نه بوسيله خودت ، كامجوئى كه دنبالش پشيمانى است خوبى ندارد ، كمال اخلاص دورى از گناهانست ، هر كه مكارم را دوست دارد از هر حرام بپرهيزد نادانى هر كسى بعيبهاى خود از بزرگترين گناهان او است ، هر كه دوستت دارد بازت ميدارد ( از كار بد ) و هر كه دشمنت دارد تو را واميدارد ( به كار بد ) .
هر كه نكوهش كند نكوهيده شود و هر كه دشنام دهد دشنام شنود ، سپرده را بپرداز و گر چه از كشنده پيغمبرانست ، خواهش كليد مردنست و رنج بردن وسيله خستگى بدنهادى كشاننده بگناهانست و هر كه خود را بىنظر در سرانجام بكارها دراندازد آماده بدآمدها شده است ، هر كه نزد نامسلمانى رود و كوچكى كند تا از دنيايش بهرهمند شود دو سوم دينش بر باد رود ، هر كه بدرستى بچسبد سلامت به دو بچسبد .
117 - بسندى از شيخ مفيد تا ابن عباس كه رسول خدا ص فرمود اگر همه نيزارها قلم شوند و دنيا سراسر مركب و پريان حسابرس و آدميان نويسنده فضائل على بن ابى طالب ( ع ) را آمار نتوانند .
چند بيت از ابن وكيع شاعر برايم خواندند در باره امير مؤمنان ( ع ) و اشعار ابن وكيع اينست « 1 »
گفتند : چرا مدح على را نكنى * گفتم بر عاقلان از آن معذورم
من باز گرفته مدح زان كو مدحش * اندر بر مردم است اسراف زدم ( گفتار )
بىطاقتم از مدح كسى كو را فضل * برتر بود از مدح بمنظوم و به نثر
آن كس كه كميت شعر من گر بجهد * بر كنگره مدحت او مىنرسد
هامش
( 1 ) ابن وكيع بترجمه محدث قمى در ص 397 ج 2 ترجمهء هدية الاحباب كنيهاش ابو محمد نام و نسبش حسن بن على بن احمد بن محمد بن خلف بود در بغداد مىزيسته و مولد و مدفنش در تنيس از ديار مصر نزديك دمساط بوده ، شاعرى بوده فاضل و كامل و سرآمد اهل كمال زمان واحدى بر او مقدم نبوده در زمان خودش او داراى ديوان شعر خوبى است - تا گويد - در سنه 393 هجرى قمرى در تنيس كه بر وزن تنبن است جهان را بدرود گفته ، تنيس نام پسر حام بن نوح بانى اين شهر است . پايان