93 - بسندش تا يحيى بن عفيف از قول پدرش كه گفت : من با عباس بن عبد المطلب نشسته بودم در مكه پيش از اينكه امر پيغمبر شهرت يابد جوانى آمد و به آسمان نگاه كرد گاهى كه خورشيد حلقه بسوى مغرب زده بود وانگاه برابر خانه كعبه ايستاد و نماز ميخواند وانگاه پسر بچهاى آمد و در دست راستش ايستاد و سپس زنى آمد پشت سرش ايستاد و آن جوان به ركوع رفت و آن نو پسر و آن زن هم به ركوع رفتند و آن جوان از ركوع سر برداشت و آنها هم برداشتند و آن جوان سجده كرد و آن دو هم سجده كردند من گفتم : اى عباس كار بزرگى است عباس گفت : كار بزرگى است ميدانى اين جوان كيست ؟ اين محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب برادر زاده من است ، ميدانى اين پسر بچه كيست او على بن ابى طالب برادرزاده من است ، ميدانى اين زن كيست ؟ او خديجه دختر خويلد است .
اين برادرزادهام به من باز گفت : پروردگارش پروردگار آسمانها و زمين او را فرمان داده بدين كيشى كه دارد و به خدا سوگند بر روى زمين كسى بدين كيش نباشد جز همين سه تن .
94 - بسندش تا جابر بن عبد اللَّه كه رسول خدا ص فرمود : على بن ابى طالب پيش است از همه امتم در مسلمانى و از همه داناتر است و دينش درستتر و يقينش بيشتر و حلمش كاملتر و دستبازتر و دليرتر و او است امام و خليفه پس از من .
95 - و در حديثى است از ابى ذر ، ره كه شنيدم رسول خدا ص ميفرمود :
على اول كسى است كه به من گرويد و مرا باور كرد .
96 - از انس بن مالك كه پيغمبر ص فرمود : اول كس از اين امت كه به من وارد شود آنست كه اول همه مسلمان شده و راستش على بن ابى طالب ( ع ) اول مسلمانست و سلمان رضي الله عنه گفت : پيش از ابى بكر ؟ فرمودش پيش از ابى بكر و عمر .
97 - و نيز از انس بن مالك است كه پيغمبر ص روز دوشنبه مبعوث شد و خديجه در پايان همان روز مسلمان شد و على ( ع ) در روز سهشنبه .
98 - و از ابى ذر و سلمان هر دو آمده كه رسول خدا ص دست على ( ع ) را
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٠٦