تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
از پيغمبر درست است با اينكه هرگز كافر نبوده و آيا پس از اين شرح و بيان شكى ماند كه خردمندى اعتراض كند . وانگاه ، به آنها بايد گفت : اگر مسلمان شدن نباشد جز براى كسى كه كافر است چه گوئيد در باره اسلام حضرت ابراهيم خليل ( ع ) كه هرگز كافر نبوده و بتى نپرستيده و پروردگارش به دو فرمود : مسلمان شو گفت : مسلمان شدم براى پروردگار عالميان و سفارش كرد بدان ابراهيم پسرانش را و هم يعقوب كه اى فرزندانم راستش خدا دين را براى شما برگزيده بايد نميريد جز اينكه شما مسلمان باشيد آيه 132 - البقره - اى برادر : خدايتان بايمان پايدار دارد و براى شما در اين فصل ايمان آوردن و مسلمان شدن امير مؤمنان ( ع ) روشن شد و از اين پس روى سخن با ناصبيه اينست كه گويند آن حضرت ( ع ) اسلام آورد ولى اول مرد مسلمان نبود و مسلمان پيشتر بر همه مردم ابو بكر است « 1 » .
هامش
( 1 ) توضيح اين بحث اينست كه اسلام و كفر تقابل عدم و ملكه دارند مانند بينا و كور نه تقابل سلب و ايجاب مانند وجود و عدم و كور بر هر چه نتوانند ديد صدق نكند بيك درخت يا سنگ نگويند كور گر چه ديد ندارد بلكه كور وصف چيزيست كه بايد ديد داشته باشد و ندارد مانند آدمى و جانوران و بهر كس اسلام ندارد نتوان گفت كافر بلكه كافر آنست كه اسلام برابر او است و انكار آن كرده و پيغمبر قبل از بعثت و هم امير مؤمنان قبل از آن كافر نبودند گر چه داراى كيش مسلمانى هم نبودند و يا بعثت پيغمبر مزبور اسلام درآمدند و مسلمان شدند با معرفت و دليل ( مترجم )