و چگونه پيغمبر انكار ميكرد با اينكه خودش گواه آن بود ، و هيچ كس به دو نگفت اين سخن را حجت مياور و بىخلاف صدق او را ميدانستند و خودشان آن را ميگفتند : 107 - گفته ابى سفيان پسر حرث بن عبد المطلب است كه سروده :
من نپنداشتم اين امر شود ديگرگون * از بنى هاشم وانگاه هم از بو الحسنش
مر نبود او به نماز از همگى پيش برو * هم شناساتر مردم به سنن با اثرش
آنكه دارد همه خوبى كه بود در آنان * و ندارند همه خوبى و شايستگى بو الحسنش
و جرير بن عبد اللَّه بجلى در باره آن حضرت همين را گفته و قيس بن سعد بن عباده مدح بسيارى در اين زمينه از آن حضرت نموده و هم ديگر از صحابه كه رسول خدا ( ص ) را ديدند و گزارش تقدم اسلام حضرتش را شنيدند و اين مطلب نزد دانشمندان مشهورتر از آنست كه نهان باشد و نزد ناقلان روشنتر از ان كه زير پرده شود جز اينكه ناصبيان مغلوب هوى شدند در برابر تقوى و گمراهى را بهدايت برگزيدند و دليل آوردند بر تقدم اسلام ابى بكر بقول حسان ،
گر دل گرفتهاى تو ز دست برادرى * ياد آور از برادر بو بكر تا چه كرد
بد بهترين خلق و بتقوا و عدل سر * بعد از نبى بعهد خويش وفادارتر چه مرد
بد دومين رفيق و پسنديده مشهدى * اول ز هر كسى كه رسل را قبول كرد
« 1 »
هامش
( 1 ) اينكه او را صاحب ثانى و رفيق دوم وصف كرده اقتباس است از آيه 10 سوره التوبه كهثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ- و آن نزد سنيها بزرگتر ستايش از ابى بكر است كه در قرآن از او برفيق دوم پيغمبر ياد شده در سفر هجرت پيغمبر از مكه معظمه بمدينه طيبه و نزد شيعه ضعيف و مردود است و اين شعر حسان در زمان زمامدارى ابو بكر بوده كه او را چنين پر معنا ستوده و بسا كه اخو ثقه در مصراع يكم اشاره باشد بمولا على ( ع ) .
حسان مردى شاعر پيشه و هوسناك و سست ايمان بوده و بدخواه على ( ع ) و در داستان افك عايشه رهبر تهمت زنان بهمسر پيغمبر تا آنجا كه وعيد عذاب در باره او نازل شد در سوره مباركه النور آيه 11 ،وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ» كه در ص 207 ج 2 سيره ابن هشام طبع مصر به دو و يارانش تفسير شده و در همان صفحه گويد چون آيات برائت عايشه نازل شد پيغمبر حسان را با دو همتاى او در تهمت بعايشه احضار كرد و حد قذف بر آنها زد و آيا چه اعتبارى بقول او است ( مترجم )