فصل : در ذكر ولادت امير مؤمنان عليه السّلام
محدثان روايت كردند و مصنفان نوشتند كه ابو طالب پسر عبد المطلب بن هاشم و همسرش فاطمه دختر اسد بن هاشم رضي الله عنه چون سرپرست سيد ما رسول خدا ص شدند بعزيز شدن او مژده دريافتند و بطلعت او سعادتمند شدند و او را فرزند خود برگرفتند زيرا هنوز فرزندى نداشتند و آن حضرت خوشتر و برتر و باميمنتتر برومندى را داشت و فاطمه و رغبت او را در طلب فرزند مشاهده كرد و ديد كه گاه بگاه براى آن قربانى ميگذراند و نذر و نياز مىكند ، فرمودش مادر جان قربانى را براى خدا بگردان از روى خلوص و با او شريكى در دل مگير كه او از تو بپسندد و بپذيرد و خواهشت را برآورد به زودى و فاطمه فرمان او را برد و گفته او را پذيرفت و چند برابر قربانى گذراند با اخلاص براى خدا و از درگاه او خواست كه فرزند صالح ذكورى به او عطا كند و خداوند از او اجابت كرد و او را بآرزويش رساند و پنج فرزند به او عطا كرد : عقيل ، طالب . سپس جعفر وانگاه على و از ان پس خواهرشان فاخته كه بام هانى معروف است و از حديث او است پيش از آنكه فرزندى داشته باشد كه روزى با پيره زنان عرب و فواطم قريش گفتگو مىكرد چون فاطمه دختر عمرو بن عائد بن عمران بن مخزوم جده پدرى رسول خدا ص و فاطمه دختر ( مادر زن خ ب ) زائدة بن اصم مادر خديجه بنت خويلد و فاطمه دختر عبد اللَّه بن ورام و فاطمه دختر حارث بن عكرشه و فاطمه نامها كه نسب رسول خدا ص بدانها ميرسد چون فاطمه مادر قصى كه دختر نضر بوده .