تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
و من هم چهار تيغه شمشير و يك كله‌خود آهنى طلاكارى بر گرفتم . و چون به شهر مكه وارد شدم يكى از آنها افتاد ميان آب و خرد شد و دومى در فضا پريد و همان جا ماند و سومى روى زمين افتاد و شكست و چهارمى آخته در دستم ماند و در اين ميان كه با آن يورش مىكردم يك شير بچه شد و چونش وارسيدم شيرى هراسناك شد و از دستم بدر شد و بكوهها گذر كرد و فراز آنها را درنورديد و سنگهاى سختشان را از هم دريد و مردم از او نگران بودند و از ترس او بر حذر بناگاه محمد ص آمد و گردنش را گرفت و چون آهوى رامى منقاد او شد و از خواب بيدار شدم و از ترس آن در هول و هراس افتادم و معبران و قيافه‌شناسان و گزارشگران را خواستم و كاهنى را يافتم كه حال مرا تفرس كرد و خوابم را به من گزارش داد و به من گفت : تو چهار پسر ميزائى و پس از آن يك دختر محبوبتر پسرت غرق مىشود و ديگر در جنگ كشته مىشود و ديگرى خواهد مرد و از او نژادى ميماند و چهارمى امام همه مردم باشد كه دست بشمشير و بر حق است و با فضل و رادمرد است به خوبى فرمانبر پيغمبريست كه مبعوث شود . فاطمه گويد : پيوسته در اين باره فكر مىكردم و سه پسر روزيم شدند بنام عقيل و طالب و جعفر سپس بعلى ( ع ) در دههء ذيحجه آبستن شدم و چون ماه زايشم رسيد كه ماه رمضان بود در خواب ديدم گويا عمود آهنى از سرم بركنده و در هوا درخشيد تا به آسمان رسيد و آنگاه به من برگشت گفتم اين چيست ؟ گفتند كشنده اهل كفر پيماندار پيروزى ، سخت يورش است و از بيم او هراس كنند و آن كمك خدا است براى پيغمبرش و كمك او است بر دشمنش گويد : على ( ع ) را زادم . در حديث است كه به خانه كعبه درآمد كه شيوه او بود و در آنجا هنگام زايشش رسيد و على ( ع ) را درون خانه كعبه زائيد در نيمه ماه رمضان كه رسول خدا سى ساله بود و در كمال خرمى و خرمى او فزود و شاديش سرشار شد و بمادرش فرمود گهواره او را كنار بسترش نهند و بيشتر در پرورشش سر كار شد و در خواب و بيدارى از او نگهدارى مىكرد ، و او را بر سينه و شانه خود برمىداشت و خوردنى به او بخشش