مىكرد و هدايا و ميفرمود : اين برادر و شمشير و ياور و وصى من است ، و چون پيغمبر خديجه را بزنى گرفت از شيفتگى و دوستى خودش به على ( ع ) به او گزارش داد و آن مخدره زيور بيشترش ميداد و آرايش و جامهاش مىپوشاند و با فرزندان خودش او را مىفرستاد و خدمتكارانش او را بدوش ميبردند و مردم ميگفتند اين برادر محمد است و دوستتر مردم پيش او نور چشم خديجه است و خوشبختى او را فرا گرفته و الطاف خديجه عليهما السلام شب و روز و بام و شام درب خانه ابو طالب را مىكوبيد .
سپس تنگ سالى قريش را در رسيد يك تنگسالى نابود كن و خشكسالى كاهنده و حضرت ابو طالب رضي الله عنه دارائى اندك و عيال بسيار داشت و ندارى و تنگى او را هم چون ديگر قريش فرا گرفت در اين هنگام رسول خدا ص عمويش عباس را دعوت كرد و به او گفت : اى ابا الفضل برادرت ابو طالب نان خور بسيارى دارد و حال نزارى و كم درآمد است و سست تلاش و اين سختى معاش او را هم چون ديگران در گرفته و سزاوارتر به بخشش و شايستهتر است كه در رفاه باشند در اين حال سختى ما را نزد او بر تا به او كمكى كنيم و برخى بارهاى گران او را بدوش گيريم و نان خور او را سبك سازيم هر كدام ما يكى از پسرانش را در سرپرستى خود گيريم تا از سختى او بكاهد .
عباس گفت : خوب راى زدى و درست آمدى به خدا كه اين فضل كريم و صلهء پر مهريست ، و ابو طالب را ديدند و او را يصبر واداشتند و ياد كردن پدران گرامش و گفتند : ما ميخواهيم از جانب تو برخى نانخورها را متحمل شويم تا بار تو سبك شود از فرزندانت بما بسپار آنان را كه تو را سبك بار كنند ، ابو طالب گفت : اگر عقيل و طالب را برايم بگذاريد هر چه خواهيد بكنيد و عباس جعفر را با خود بر گرفت و رسول خدا ص على ( ع ) را و او را براى خود انتخاب كرد ، و براى كار مهمش برگزيد و به او اعتماد كرد در نهان و عيانش و او هم براى خشنودى وى تلاش مىكرد و در هر حالى موفق و درست كار بود ، و رسول خدا ص در آغاز نزول وحى كه آواز هاتفى مىشنيد يا در خود لرزشى ميفهميد يا خوابى مىديد يا سخنى بگوشش مىخورد بخديجه مىفرمود و اين احوال او را شاد مىكرد و خديجه به آن حضرت دلدارى و پايدارى ميداد
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٩٨