را نبرد و گناه آن ديگرى كه كند بر او باشد و خدا توبه را بفضل و كرمش پذيرد و از نظر عقل بر او لازم نباشد بلكه بدليل شرعى ثابت است و بوعده الهى .
و بايد دانست كه خدا سبحانه بندهها را بميراند و از آن پس براى روز معاد زنده كند و حساب حق است و قصاص حق است و بهشت و دوزخ و عقاب هم حق باشند و مرتكب گناه كه خداشناس و پيغمبر و ائمه عليهم السلام را شناسد و حرمت آنان را باور دارد و خواهان توبه از آن باشد گنهكاريست فاسق بىايمان نباشد چنانچه نامسلمان هم نيست بلكه سزاوار كيفر است بر گناه خود و مستحق ثواب است بمعرفت خدا و رسولش و ائمه عليهم السلام و بر آنچه فرمانبردار بوده و سر كارش با خالق آنها است اگر او را ببخشد از فضل رحمت او است و اگر كيفر دهد بعدل و حكمت او است و خداوند سبحان فرموده - 106 - التوبه و ديگران واگذارند بفرمان خدا يا عذابشان كند و يا توبهشان پذيرد . و اگر خدا خواهد اين گنهكارها را كيفر دهد تا هميشه نباشد و بپايان رسد و از ان پس ببهشت روند و از آنان نباشند كه تهديد شدند به عذاب ابدى ، و عفو خدا اميدگاه گنهكارانست .
مرجئه بخطا رفتند كه اميدوار عفو خدا را مرجى ناميدند و بايد راجى بخوانند زيرا پيش از قطع بعفو خدا همان اميد است و امكان فقط .
و بايد دانست كه براى رسول خدا ص و امامان ( ع ) پس از وى شفاعت پذيرفته ايست در روز قيامت كه مؤمنان گنهكار بدان اميدوارند ، و نمىشود آدمى خاطر جمع باشد كه مورد شفاعت مىشود در هر حال و راهى براى دانستن آن نيست و بايد مؤمن ميان بيم و اميد باشد .
و بايد دانست مؤمنانى كه درگذشتند و بىگناهند روز قيامت فرمان بهشت دارند بىحساب و همه كفار و بتپرستان و هر كه اصول ايمانش درست نيست در روز قيامت بىحساب بدوزخ رود و تنها حساب كسانى رسيده شود كه گناه و ثوابشان در هم باشد و آنان مؤمنان گنهكارند .
و بايد دانست كه پيغمبران خدا و امامان ( ع ) مسئول تبليغ دينند بفرمان
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٩٢