تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كه نپذيرد خدا نماز را جز به آن و در اين خبر كيفيت وضو نيامده . خبر ديگر : 59 - اينست كه پيغمبر ص رويش را سه بار شست و دوستش را هم سه بار شست و سرش را مسح كرد و دو پايش را تا دو كعب شست و فرمود : اين وضوى من است و وضوء پيغمبران پيش از من و در اين حديث نيامده كه نپذيرد خدا نمازى را جز آن . و شما يك پاره از اين دو را با هم در آميختى براى اينكه تو از معرفت روايات بدورى بعلاوه اگر روايت به همان لفظى باشد كه آوردى براى تو دليل نباشد زيرا اين خبر مخالف با متن قرآنست و بايد آن را بدور انداخت و به قرآن عمل كرد و اگر هم به همان تعبيرى كه تو آوردى آن را قبول كنيم ميتوانيم گفت پيغمبر ص پس از مسح سر پاها را هم مسح كرده و از آن پس آنها را هم شسته نه براى وضوء بلكه براى نظافت يا خنك شدن و مانند آنها كه ربطى بوضو ندارند ولى راوى شستن پاها را كه خارج از وضو بوده نقل كرده و مسح را نقل نكرده براى اينكه متوجه آن نشده و در باره آن دقت نكرده . يا براى آنكه آن را فراموش كرده و از ياد برده . يا براى اينكه گمان برده مسح كشيدن روى پاها كارى بوده خارج از وظيفه وضوء و آخرين عمل وضوء شستن پاها بوده كه پس از آن انجام شده يا بسبب ديگرى كه مجال ذكرش نيست . اگر گويد : از پيغمبر ص روايت است كه : واى بر پاشنه‌ها از آتش دوزخ و اگر نشستن پاشنه پا در وضو روا بود تهديد بر ترك شستن او نبود . گوئيم : در اين خبر ذكرى از مسح و يا شستن نشده كه در باره آنها باشد و نيز در آن نامى از وضوء نيست تا بتوان آن را دليل اين مسأله آورد و جز همين نيست كه واى بر پاشنه‌ها از آتش . اگر بگويد : روايت است كه پيغمبر ديد پاشنه‌ها و پاها ميدرخشند و فرمود : واى بر پاشنه‌ها از آتش . پاسخش گويند : در اين تعبير هم براى تو دليلى وجود ندارد . در آن ذكرى