از وضو و طهارت نيست بعلاوه بسا كه آن حضرت مردمى را ديده كه پاهاشان را در وضو بجاى مسح كشيدن شستهاند و ديده پاشنههاشان از آن رو ميدرخشند و فرموده واى بر پاشنهها از آتش .
و بسا كه مردمى را ديده باشد غسل جنابت كردند و آب همه پاهايشان فرا نگرفته و پاشنههاشان از اينكه آب نديدند ميدرخشيدند و فرموده : واى بر پاشنهها از آتش .
و بسا كه اين عبارت در باره وضو هم باشد ولى باينكه مردمى فرومايه را از عربها ديده باشد كه پا برهنه راه روند و پاشنه پاهاشان تركيده باشد و آن را با شاشيدن بدان درمان كرده باشند بشيوه ديرين و وضو ساخته و پاهاشان را پيش از وضو نشسته و از آثار نجس پاك نكردند و پيغمبر آنها را با اين سخن خود تهديد نموده و بيم داده است و همه اينها شدنى باشند .
وانگه به او گفته شود در برابر اين روايت تو اخباريست درست و پابرجاتر كه ميتوان بدانها اعتماد كرد و موافق ظاهر قرآن خدا هم هستند .
60 - پيغمبر در جايى ايستاد كه اصحابش او را ميديدند و آنگاه وضو ساخت رويش را با ذراعش شست و بر سرش و دو پايش مسح كشيد .
61 - امير مؤمنان على بن ابى طالب در رحبه ( آستانه مسجد كوفه ) بمردم فرمود آيا شما را راهنمائى نكنم بوضوى رسول خدا ؟ گفتند : چرا پس كاسهاى خواست كه در آن آب بود و روى خود را با دو ذراعش شست و بر سر و دو پايش مسح كرد و فرمود اين وضوى كسى است كه تازهاى پديد نكرده و بدعت نكرده .
اگر مخالف گويد : مقصودش از اينكه فرموده حدثى پديد نكرده چيست ؟
و اين خود دليل است بر اينكه مقصود وضوى تجديدى بوده براى كسى كه وضو دارد .
در پاسخش گويند مقصودش اينست كه اين وضوء صحيحى است كه رسول خدا وضو ميگرفته نه وضوى كسى كه وظيفه را دگرگون در شرع بدعت و نوآورى كرده و دليل درستى اين تفسير و فساد گفته او اينست كه مقصود آن حضرت بيان وظيفه مقرره
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٨٧