در وضع وضو بوده كه آن را بدانها بنمايد تا ياد گيرند و بدان عمل كنند و اگر منظور وضوء تجديدى بود وضوء اصلى را نبايد ناگفته ميگذاشت و از آن ميگذشت كه بيشتر مورد حاجت مردم بود .
62 - فرموده امير مؤمنان ع است كه : قرآن نازل نشد مگر به حكم مسح ، و نبايد مقصودش از اين گفته جز مسح بر پاها باشد زيرا در باره مسح بر سر خلافى نبوده .
63 - گفتهء ابن عباس : كه قرآن نازل شده به دو شستن ( رو و دست ) و به دو مسح كشيدن ( بر سر و پاها ) .
64 - اجماع خاندان پيغمبر ص بر مسح كردن پاها در وضو ، و نشستن آنها با اينكه امام و پيشوا بودند در دين اسلام و تا روز قيامت از قرآن جدا نباشند و بس است آنچه در اين باره آورديم و الحمد للَّه .
سؤالى در اينجا بميان آيد كه كسى گويد : چرا در مسح سر و دو پا به پارهاى از آنها عقيده داريد و مسح بر همه دو عضو را واجب نشماريد ؟
جواب : بدليل از قرآن خداوند سبحان و سنت پيغمبرش ص اما دليل مسح بر پارهاى از سر قول خدا تعالى است ( 6 - المائده ) كه :
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ
) و باء را بر سر رؤس آورده كه نشانهء تبعيض است و آن اداتى است كه بر سخن درآيد كه در فهماندن معنا بدان نيازى ندارد و در اين صورت زائده باشد زيرا اگر ميفرمود : و امسحوا رؤسكم سخن درست بود و مسح همه سر واجب بود و چون باء بر آن درآمد و فعل در تعلق خود بمفعول بدان نيازى ندارد معنى تبعيض را ميفهماند و اما دليل مسح بر پارهاى از پاها نه همه آنها اينست كه عطف شده بر رؤس و معطوف بايد در حكم با معطوف عليه شريك باشد ( و مانند اينست كه گفته باشد و بارجلكم ) و اما دليل از سنت روايتى است كه : رسول خدا ص وضو ساخت و همان جلو سر را مسح كرد نه همه سر را .
و دليل ديگر بر وجوب تبعيض در مسح سر و پاها اجماع خاندان پيغمبر