خدا سبحانه - 23 - المائده
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ
« 1 » تفسير شود بر جز دستها و پاها كه اندام تن آدميند و خلاف نيست كه ظاهر آيه دلالت دارد بر بريدن خود دستها و پاها و روا نيست كه آن را از طاهر خواندنى قرآن بگردانند بمعنى ديگر و آيه وضو هم بايد مانند آن باشد .
اگر گويند : عطف ارجل بر ايدى اولى است از عطفش بر رؤس براى اينكه ارجل اندازه دارد به كعبين مانند ايدى كه اندازه دارد به مرافق و عطف اندازه دار به اندازه دار براى ترتيب سخن مناسبتر است .
گوئيم : اگر اين سخن درست باشد نميشود ايدى كه اندازه دارد عطف شود بر وجوه كه اندازه ندارد و بودن آن در آيه و اينكه درست باشد وجوه و ايدى داراى يك حكم باشند ( كه شستن است با اينكه در اندازه داشتن مخالف همند ( وجوه بىاندازه آمده و ايدى با اندازه ) دليل است بر درست بودن عطف ارجل به رؤس و يكى بودن حكم آن دو ( مسح است ) با اختلافشان در اندازه داشتن و نداشتن .
بعلاوه اين خود مناسبتر است با نظم و ترتيب سخن از آنچه مخالف ما گفته زيرا خدا تعالى يك عضو شستنى را ذكر كرده بىذكر اندازه كه وجه باشد و و عطف كرده بر آن ايدى را با ذكر اندازه و با اينكه شستنى است و آنگاه ذكر كرده عضوى مسح كشيدنى بىذكر اندازه و آن رأس است و عطف كرده بر آن عضوى با ذكر اندازه كه آن هم مسح كردنى است پس دو فقره سخن با هم مطابق شدند از اين رو كه يك عضو شستنى اندازه دار عطف شده بر عضو شستنى بىاندازه و يك مسحشدنى اندازه دار بر مسحشدنى بىاندازه .
اما كسانى هم معتقد به تخيير شدند و گفتند هر كدام از مسح دو پا و شستن آنها
هامش
( 1 ) ترجمه : جز اين نيست كه كيفر كسانى كه ميجنگند با خدا و رسولش و ميكوشند در زمين براى تباهى و فساد اينست كه كشته شوند يا بدار روند يا بريده شود دستها و پاهاشان بر خلاف هم - يكى راست و يكى چپ باشد .