تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ترجمه : گويا كوه ثبير در آغازهاى بارش تندش * بزرگ مردى بود در عبا پيچيده در اينجا مزمل را براى مجاورت بجماد مجرور آورده با اينكه صفت كبير است نه صفت بجاد و بايد مرفوع باشد براى اينكه خبرگان است و ارجل هم بنا بر اين عطف به ايدى است و حكمش غسل است . گوئيم اين سخن باطل است از چند راه . 1 - اتفاق اهل ادب و دانشمندان عربيت بر اينكه اعراب بمجاورت و جر جوار كمياب است و قانونى نيست و در چند جا از عرب شنيده شده و از آن تجاوز نشود و نميشود قرآن را بر چنين تعبيرى حمل كرد با اينكه ضرورتى نيست كه بدان اعتماد كرد . 2 - در اعراب مجاورت نبايد حرف عطفى در ميان آيد باتفاق علماء عربيت و در اينجا و ارجلكم و او عطف دارد و آن دليل است كه جر بمجاورت درست نيست و عطف درست است . 3 - جر و اعراب بمجاورت در آنجا است كه مايهء اشتباه در فهم مراد نگردد مگر نبينى در اين گفته عرب جحر ضب خرب معلوم است كه خرب صفت جحر است نه ضب و همچنين در شعر مورد استشهاد معلوم است كه مزمل وصف كبير اناس است نه وصف بجاد ولى آيه چنين نيست زيرا ميتواند ارجل محكوم بمسح باشد چنانچه ميتواند محكوم به غسل باشد و اگر عطف بايدى باشد و محكوم به غسل و براى مجاورت مجرور شود مايهء اشتباه مىشود و مقصود معلوم نميگردد و از آنچه گفتيم روشن شد كه جر در آيهء بمجاورت نيست و الحمد للَّه .