هر عضو را حمل كرد بر آنچه بدان عطف شده و همين بس است براى كسى كه بينديشد در آن .
اگر كسى گويد بيشتر قراء ارجلكم بنصب خواندند و بايد در قرائت آنها عطف باشد بر ايدى ( دستها ) كه حكمش شستن است نه بر رؤس كه حكمش مسح است .
در پاسخش گوئيم آن كسانى كه از قراء سبعه بنصب خواندند بيش از آنها نباشند كه به جر خواندند بلكه در شماره با هم برابرند چون كه ابن كثير و ابو عمرو و حمزه و ابو بكر بروايت از عاصم ارجلكم به جر خواندند و نافع و ابن عامر و كسائى و حفص بروايت از عاصم بنصب خواندند .
و گفتهء دانشمندان ادب اينست كه بايد عطف بنزديكتر برگردد و نه بدورتر اين اصل و قاعده است و جز آن بعقيدهء آنان ناهنجار است و صرف كلام است از حقيقت گوئى بمجاز بىاينكه ضرورت در ميان باشد و سر رشتهء سخن را بدان كشاند و در اين گونه سخن اشتباه كاريست و بسا كه بر خلاف مراد گوينده دلالت دارد ( و چنين گفتار در قرآن مجيد از كلام رب حميد حكيم نشايد ) .
نبينى كه اگر فرماندهى بهمراه خود گويد : گرامى دار زيد و عمرو را و بزن بكر و خالد را بر آن همراه لازم است كه اين دو جمله را از هم ممتاز سازد و بداند كه آن فرمانده هر جمله را بحكمى آغاز كرده و باقى جمله را بدان عطف كرده نه بر غير آن و بداند كه بكر در جملهء دوم عطف شده بر خالد و محكوم است بضرب چنانچه عمرو در جملهء يكم عطف است به زيد و اگر مأمور روى اين عقيده برود كه خالد عطف است بر عمرو و محكوم است باكرام از حقيقت و مفهوم سخن روگردان شده و بناهنجارى روى آورده و فرمان را از آنچه فرمانده خواسته بديگر سو كشانده و او را بگرامى داشتن كسى واداشته كه بايدش زد ، بيان ديگر بنا بر اينكه ارجل به نصب قرائت شده بايست نيست كه عطف بر ايدى باشد بلكه عطف بر محل به رؤسكم مىشود كه نصب است چون متعلق است به امسحوا و گر چه بواسطهء باء مجرور گرديده و اين گونه تعبير در كلام عرب رواست ميگويند
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٧٩