فصل :
متنبى سروده :
ستمگرتر خلق باشد حسودى * كه بر صاحب نعمتى گشته حاسد
38 - امير مؤمنان ص فرمود : من نديدم ستمكارى را كه مانندتر باشد به ستمكش از آدم حسود نفس نفس زنان با دل سرگردان و اندوه بىپايان ، فرمود حسود خشمناك است بر بيگناه و بخيل است بدان چه ندارد ، فرمود :
حسد حسنات را بخورد و نابود سازد چنانچه آتش هيزم را ، فرمود حسد آفت دين است و براى حاسد همان رنجى كه كشد بس است ، فرمود : دروغگو مردانگى ندارد و حسود آسودگى ، بس است تو را كه حسود اندوه خورد در هنگام شاديت ، فرمود :
حسد جز زيان و دلتنگى نياورد ، دلت را سست كند و تنت را بيمار سازد ، بدتر دريافت دل يك آدم حسد است ، غنيمت شمار و دلت را از حسد و كينه پاك دار تا سالم بمانى ، فرمود : حسود : زود پرخاش است و كند عاطفه ، حسود غمين است و لئيم و پست و ننگين ، فرمود ثروتمندى نباشد با جود و آسايش ندارد حسود و دوستى ندارند پادشاهان .
لقمان به پسرش گفت : بپرهيز از حسد كه زيانش در تو عيان است و اثرى از او در حسود نمايان نيست .
ديگرى گفته :
در خلقهاى بد كشندهتر از حسد نباشد كه بمحسود نرسيده حسود را نابود كند .
ديگرى گفته :