بنى اسرائيل به خدا از قساوت قلبش شكوه كرد و از كمى اشكش و خدا به دو وحى كرد كه عدس بخور و عدس خورد و دلش نرم شد و اشكش فزون .
5 - و از « همان » ( . . ) بسندش از محمّد بن فيض كه نزد امام ششم عليه السّلام آبگوشت عدس خوردم و گفتم قربانت راستش آنان گويند 80 پيغمبر عدس را تقديس كردند ، فرمود : دروغ ميگويند و نه بيست پيغمبر روايت است كه دل را نرم كند و اشك دو چشم را زود برآورد .
« بيان » نفى تقديس پيغمبران منافات ندارد با بركت دادن آنان زيرا تقديس حكم به پاكى است و اين مخالف بركت و نفع نيست ، و بسا مقصود از عدس در اينجا جز عدس در اخبار ديگر است زيرا بيايد كه عدس بر نخود هم اطلاق شود ، و اشعارى بدين جمع بيايد و غفلت مكن .
6 - در « مكارم » : بنقل از « فردوس » كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : يكى از پيغمبران به خدا عزّ و جلّ از قساوت قلب قومش شكوه كرد و خدا عزّ و جلّ به او كه در نمازگاهش بود وحى كرد كه بقومت بگو عدس بخورند زيرا دل را نرم كند و چشم را اشكين سازد تكبر را ببرد و خوراك نيكانست ( 125 ) .
7 - در « دعائم » : از رسول خدا است كه فرمود : عدس را باشيد زيرا دل را نرم كند و اشك را فراوان سازد و البته كه هفتاد پيغمبرش تقديس نمودند ( 2 / 112 ) .
« بيان » : در بحر الجواهر است كه عدس از دانههاى شناخته است سرد است و خشك است در درجه 2 ، جالينوس گفته است : آن يا در گرمى و سردى معتدل است يا اندكى گرم است و در منهاج هم به همين مضمون گفته و افزوده در گرمى و سردى معتدل است و خشك است در درجه 2 ، و بقولى پوستش گرم است در درجه يكم و پوست كندهاش سرد است ، در درجه دوم و بقولى در يكم و خشك است در درجه سوم ، و خود جرمش خشك كن و قبض آور است و اما آب عدس پخته شكم را باز كند از اين رو كسى كه براى بند آوردن شكم آن را به كار برد و بارش پزد كه همان آب اول پخت را دربار دوم بر آن ريزد ، و عدس براى بيمار حصبهاى از ماش بهتر است در صورتى كه سر درد نباشد ، و عدس براى پى و ديد چشم و براى معده و دشوار شاشيدن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧