و در قاموس گفته : هاضوم هر دارو است كه خوراك را هضم كند و گويا مقصود از آن در اينجا نانخواه است .
چون كلينى ( 6 / 338 ) از ابى الحسن عليه السّلام روايت كرده كه هر كس خواهد ماست بخورد و زيانش نزند بايد هاضوم بر آن ريزد ( راوى گويد ) گفتمش : هاضوم چيست ؟ فرمود نانخواه است ، مقصود از سفيده لبنياتست و بسا كه سفيده تخم مرغ باشد و نخست روشنتر است ، ثفاء از سخن طبرسى است و بمعنى خردل است كه آن را حرف گويند ، در بحر الجواهر گفته اهل عراق آن را حب الرشاد گويند ، و گويا اين سعتر و نانخواه با ابواب حبوب مناسبتر باشند و در اينجا بطور استطراد ذكرشان كرديم .
باب نوزدهم گشنيز
1 - در كافى ( 6 / 366 ) بسندش از ابى الحسن عليه السّلام كه خوردن سيب و گشنيز مايه فراموشى است .
2 - در مكارم و خصال و جز آنها در سفارشهاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بعلى است كه اى على نه چيز فراموشى آورند : 1 - خوردن سيب ترش 2 - خوردن گشنيز 3 - پنير 4 - دمخورده موش 5 - خواندن نوشته سر گورها 6 - راه رفتن ميان دو زن 7 - افكندن شپش زنده 8 - حجامت بر مهره پشت 9 - شاشيدن در آب ايستاده .
در خصال ( 422 ) بسندش از ابى الحسن عليه السّلام مانندش آمده .
بيان : كزبره بضمه كاف و باء است و بسا كه با مفتوح شود ، پزشكان در طبع آن اختلاف دارند ، در قولى سرد است در پايان درجه 1 و خشك است در درجه 2 و قولى است كه نيروى تركيبى دارد و فوائد بسيارى براى نوشيدن آن و ماليدن آن ذكر شده ولى گفتند پيوسته خوردنش و فزونى از آن ذهن را در هم كند و چشم را تاريك و منى را خشكاند و باه را كم كند و فراموشى آورد و حمل اخبار بر فزون خوردنش دور نيست .