3 - در علل ( 2 / 261 ) همين مضمون را آورده جز اينكه بجاى گاورس ذرت آورده و بجاى هويج شلغم .
باب هفتم شلغم
1 - در محاسن ( 525 ) بسندى كه برآورده تا گفته : هيچ كسى نيست جز كه در او ريشهاى است از خوره و راستى كه شلغم آن را آب مىكند ، و در حديث ديگر امام ششم فرمود : كسى نيست جز كه در او ريشه خوره است شلغم را در فصل خود بخوريد تا آن را براندازد ، و در حديث ديگر ( همين مضمون را آورده ) .
2 - و از همان : ( بسند ديگر همين مضمون را آورده ) و از همان : مانندش آمده .
3 - و از همان ( . . ) بسندى از امام ششم عليه السّلام كه شلغم را باشيد و آن را بخوريد و پيوسته داريد و از نااهل نهان داريد ، زيرا كسى نيست جز در او ريشه خوره هست و با خوردن آن آن را آب كنيد .
4 - در كافي ( 6 / 372 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه شلغم را باش و بخورش زيرا كسى نيست جز كه ريشه خوره دارد و آن را آب كنيد .
بيان : ريشه خوره كنايه از غلبه سوداء است كه مايه خوره است و شلغم كه گرم است در آخر درجه دوم و تر است در درجه يكم و مخالف طبع سوداء است از طغيانش باز ميدارد .
باب هشتم بادنجان
1 - در محاسن ( 525 ) از امام ششم عليه السّلام كه چون رطب پخته شود و انگور برسد زيان بادنجان برود .
بيان : از ميان رفتن زيان بادنجان در اين هنگام يا براى خوردن اين ميوهها