در شرح شواهد گفته : كلاب بر وزن غراب يك مأوى و آبى است .
و حمزة بن حسن اصفهانى در كتاب خود ( التنبيه على حروف التصحيف ) گفته : تصحيف در واژهها خلقى از قاضيان و علماء و نويسندهها و امراء را رسوا كرده و هم هيئتهائى از قراء را چون حيان بن بشر قاضى اصفهان كه متصدى قضاوت دربار حضرت نيز بود .
زيرا او روايت كرد كه اصحاب روايت كردند در حديث عرفجه كه بينى او در جنگ با كلاب ( سگها ) بريده شد .
و دفتر نويسى داشت بنام كحة ، گفتش ايها القاضى همانا كه اين حادثه در روز جنگ كلاب بود ، و قاضى فرمان داد او را زندان كردند و مردم نزد او رفتند كه تو را چه واداشت بر اين كار ؟ گفت : بينى عرفجه در روز جنگ كلاب در زمان جاهليت بريده شد و من در دوران اسلام بدان آزموده شدم .
10 - فقهاء اختلاف دارند در طلا كارى سقفهاى خانه و ديوارها ، شيخ در خلاف گفته : نصّى در باره حرمت آن نرسيده و اصل اباحه است .
و ابن ادريس نقل كرده كه حرام است و بسا براى آن باشد كه تعطيل مال است و صرف آن در اغراض نادرست و اسراف است و بسا كه امر ابو الحسن عليه السّلام بشكستن عصاى نقرهپوش ( كه گذشت ) بدان رهبرى كند .
11 - در ذكرى گفته : نوشيدن از كوزهاى كه در آن انگشتر نقره باشد يا ظرفى كه در آن پول نقره باشد كراهت ندارد .
گفته : كسى كه ظرفهاى طلا و نقره را بشكند تعهد ارش و كسر ارزش آنها را با جنس شكسته آنها ندارند و بنا بر قول بحرمت داشتن آنها كار حرامى هم نكرده باشد ، و جائز است فروش ظروف طلا و نقره بنا بر قول حرام نبودن نگهداشتن آنها براى جز استعمال در خورد و نوش و مقصود خريدار هم شكستن آنها باشد و اطمينان داشته باشد كه خريدار آنها را خواهد شكست و علامه - ره - گفته : فروش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٩