مستلزم تحريم داشتن آنها است به وضع آماده براى به كار بردن مانند طنبور كه داشتن آن حرام است ، و چون مايه تعطيل مال است و بمنزله اتلاف آنست كه از آن نهى شده پايان .
يكى از محققان اساتيد ما گفته : داشتن آنها نيز حرام است بنا بر اقرب چون داشتن نماينده قصد استعمال است چون فائده روشن آنها همان استعمال است و داشتن آنها خود قصد نافرمانى و اقدام بر حرام است كه خودش حرام است يا كمك بر گناه ، زيرا داشتن آنها اعانه بر استعمال آنها است و اعانت بر اثم است و خود حرام است .
اگر اعتراض شود كه داشتن آنها نماينده قصد استعمال آنها نيست و فائده آنها تنها به كار بردن آنها نيست بلكه نگهداشتن آنها هم خود غرض مستقلى است از آنها مانند استعمال آنها در انجام حوائج .
پاسخ گوئيم كه يا ظهور نگهداشتن آنها در قصد استعمال گفته ما تأييد شود بروايت محمّد بن مسلم كه نهى در آن تعلق به خود ظرف طلا و نقره دارد و شامل نهى از داشتن آن هم هست .
من گويم : سستى اين وجوه روشن است و هم ضعف روايت عاميه با ضعف دلالت آن و با ضعف دلالت روايت محمّد بن مسلم ، و عمده دليل آنها روايت موسى بن بكر است ، و بعقيده من آن روايت هم دچار ضعف سند است و صريح در حكم حرمت داشتن آنها نيست ، زيرا متاع ابزار بهره بردن و به كار واداشتن است چون اسم مصدر است از ( متّعته ) با تشديد بمعنى ( اعطيته ) ، در قاموس گفته : متاع سود است و مال فروشى و ابزار و هر چه در نياز ما از آن بهرهمند شوند و جمعش امتعه است .
و اينكه خدا فرموده «
ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ
، 17 - الرعد » يعنى جستن طلا و نقره « او متاع » يعنى آهن و مس زرد و مس معمولى و قلع و با ضمّه و كسره بمعنى توشه راه است ، در صحاح گفته : متاع مال فروشى است و بمعنى سود و آنچه از آن بهره برند ، راغب گفته : متوع كشش است و بالا رفتن و متاع بهرهگيرى دراز مدت ، گفته