تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
اينكه خود آن مى سركه شود ، ابن جنيد گفته : اگر آدمى مى گيرد و بر آن سركه ريزد نوشيدنش حرام است خورش كردن با آن در همان هنگام تا بگذرد زمانى كه در آن تبدل حال حاصل مىشود از حليت بحرمت و بر عكس ، و شيخ روايت گذشته ابى بصير را كه باكى ندارد به شرط كه در آن ننهد چيزى كه آن را برگرداند تفسير كرده باينكه در آن ننهد چيزى كه بر آن غلبه كند و گمان برد كه مى هم سركه شده و هنوز سركه نشده مانند اينكه در اندكى مى سركه بسيار ريزد كه مزه سركه گيرد و هنوز اجزاء مى بجا است كه به كار بردنش روا نيست تا مدتى بگذرد كه اجزاء مى در آن سركه شود ، و ابن ادريس و جز او منكر آن شدند ، ابن ادريس گفته : دليلى ندارد چون اجماعى است كه سركه بمحض آميختن با مى نجس شده و دليلى نيست كه پس از آن پاك شده باشد زيرا اجزاء مى با انقلاب به سركه پاك شوند و اما خود سركه به حال خود بماند و انقلابى ندارد تا پاك شود . علامه - ره - در مختلف گفته : سخن شيخ دور از صواب نيست زيرا بر گرديدن مى مخلوط به سركه دليل است بر آمادگى برگشت آن به سركه و مزاج هر دو آميخته يكى است بلكه آمادگى جزء خمرى اتم است ولى جز بآميختن با سركه دانسته نشود و چون اصلى كه از آن گرفته شود برگردد برگشت آميخته هم دانسته شود ، و نجاست سركه بر اثر مى است كه نابود شده و اثر آن هم كه نجاست است نابود شود چنانچه خود مى سركه شود ، و استاد ما ابو على ابن جنيد بدان آگهى داده است . شهيد ثانى - ره - گفته : قول به پاك شدن سركه پس از گذشت زمانى كه دانسته شود مى مخلوط با آن سركه شده موجه است در صورتى كه درمان را جائز شماريم و آن را پاك دانيم با بقاء عين ابزار درمان در آن زيرا سركه دست‌كم از اين اعيان ابزار درمان ندارد كه آنها را با پاك شدن خود مى به سركه شدن پاك دانند ، جز اينكه اثبات اين حكم از نصّ حديث بىاشكال نيست ، و استفاده آن از اطلاق جواز درمان خمر اعم است از صورت بقاء عين ابزار علاج پايان - من گويم قول