تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مست كن نوشد ، بر حوض من وارد نشود نه ، به خدا . و از على عليه السّلام كه دوستى نكنيد با كسى كه مست كن را حلال داند ، زيرا نوشنده آن كه حرامش داند هموارتر است از مالكى كه حلالش شمارد و حلالش كند و گر چه آن را ننوشد ، و حلال شمردنش بس است در بيزارى و رد آنچه پيغمبر آورده و در خوشنودى به طواغيت ، و از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه هر كه مست كن نوشد و خردش برود روح ايمان از او برون شود ، و از حسن بن على عليه السّلام كه بمعاويه نامه نوشت و او را بكارهاش سرزنش و سركوب كرد و در آن بود كه سپس والى كردى پسرت را كه بچه‌ايست ميخوار و سگباز و بامانت خود خيانت كردى و رعيت را خراب كردى و نصيحت پروردگارت را نپرداختى ، چگونه بر امت محمّد والى كنى كسى كه مست كن نوشد از فاسقان و نوشنده مست كن از اشرار است و ميخوار بر يك درهم امين نيست و چگونه بر امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله امين است به زودى به كار خود رسى آنگه كه صحيفه استغفار بسته شود و باقى سخن را ياد كرد و از على بن الحسين عليه السّلام است كه مى از پنج چيز است از خرما ، كشمش ، گندم . جو و عسل يعنى پس از خود انگور و هر مست كن خمر است ، و همانا نام خمر از تخمير است كه بمعنى پوشيدنست كه او را پوشند تا گرم شود و جوش آيد ، و از رسول خداست ، كه نهى كرد از درمان با مى و مست كن و نوشاندن مى بكودكان و چهارپايان و فرمود : گناه به گردن نوشاننده است و از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه مداوا نشود با مى و مست كن و زنها با آنها سر خود را شانه نكنند كه پدرم بسند خود تا على عليه السّلام به من خبر داد كه خدا در هيچ پليدى كه حرامش كرده درمان ننهاده ، و از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه پرسش شد از نوشيدن آبجو و بپرسند فرمود : آن چگونه باشد و بوى گزارش داد و در پاسخش فرمود : حرام است و آن را ننوش ، و از او پرسش شد از ظرفهاى آماده مى كه در آن بطور عادت نبيذ سازند ، فرمود : خدا نبيذ را براى ظرفش حرام نكرده ولى كم مستكن و بيشش را حرام كرده ( 2 / 131 ) .