تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بيان : صفيرا بدين معنا در لغت نيافتم و شايد تصحيف شده باشد ( دور نيست باغين نقطه دار باشد كه مصغّر صغرى است چنانچه در خبر است كه نبيذ خمريست كه كوچك شمرده شده يا مصغر غبراء است ، در نهايه به حديث آورده كه مبادا نزديك غبيراء رويد كه خمر عالم است ، غبيراء نوعى شرابست كه حبشيها از ذرت سازند و آن را سكر كه نامند ، ثعلب گفته : مى ساخته از غبيراء است كه ثمر معروفى است ، يعنى آن مانند مى است كه همهء مردم دانند و در حرمت از هم جدا نباشند ، در نسخه معتبريست ) . 31 - كتاب المسائل : بسندش از على بن جعفر از برادرش موسى عليه السّلام كه پرسيدمش از دارو ميشايد كه با نبيذ باشد ، فرمود : نه ، تا گفته : پرسيدمش از سرمه كه ميشايد يا نبيذ خمير شود ؟ فرمود : نه . 32 - در قرب الاسناد : بسندش از على بن جعفر از برادرش كه پرسيدمش از خوراك سر سفره يا خوانى كه مى بدان رسيده جائز است بر آن خورده شود ؟ فرمود : اگر خشك باشد باكى ندارد ( 155 ) . 33 - در عيون ( 2 / 23 ) بسندش از فضل بن شاذان كه شنيدم امام رضا عليه السّلام ميفرمود : چون سر حسين عليه السّلام را بشام بردند ، يزيد لعنه اللَّه فرمود تا آن را در مجلس نهادند و سفره بر آن انداختند و خود و يارانش مى خوردند و آب جو مينوشيدند ، و چون دست كشيدند فرمان داد سر را در طشتى نهادند و رويش بساط شطرنج گستردند ، و يزيد لعنه اللَّه نشست و شطرنج بازى ميكرد - تا فرمود - و آبجو مينوشيد ، هر كه شيعه ما است بايد از نوشيدن آبجو و از شطرنج خوددارى كند و هر كه بآبجو و شطرنج نگرد و ياد حسين عليه السّلام كند و يزيد را لعن كند و آل زياد را خدا بدان گناهانش را محو كند گر چه به شماره ستاره‌ها باشند . 34 - كتاب المسائل بسندش از علىّ بن جعفر از برادرش موسى عليه السّلام كه پرسيدمش از خشك كنى كه نبيذ بر آن نهادند ميشايد زنى آن را بر سر اندازد و با آن نماز بخواند ، فرمود : نه ، تا آن را بشويد و پاكش كند . در قرب الاسناد