آرد بيش آن كمش حرام است و بيشش حرام ، و اين براى آنست كه ابى بكر پيش از تحريم مى مينوشيد و مست شد و شروع كرد بسرودن شعر و ميگريست بر كشتههاى بت پرستان در جنگ بدر ، و پيغمبر آوازش را شنيد و گفت : بار خدايا زبانش را ببند و زبانش گرفت و سخنى نگفت تا از مستى درآمد و خدا حرمتش را پس از آن فرو فرستاد و همانا مى مدينه در روزى كه حرام شد از پختهء خرماى غوره و خرما ساخته ميشد ، و چون حرمتش فرو آمد رسول خدا بدرآمد و در مسجد نشست و ظرفها كه در آنها مى ميساختند خواست و همه را وارو كرد و ريخت و فرمود همه اينها مى هستند و خدا همهء اينها را حرام كرده و بيشتر ظرفها كه سرنگون كرد از جنس خرما بود و ندانم آن روز از مى انگور ظرفى سرنگون كرده باشد جز يكى كه در آن خرما و كشمش بود با هم ، و اما از فشرده انگور در آن روز در مدينه هيچ نبود ، حرام كرد از مى كم و بيش آن را و فروش و خريدش را و بهرهبرى از آن را و مسجدى كه رسول خدا براى سرنگون كردن ظروف خمر در آن نشست از آن روز مسجد فضيخ ناميده شد زيرا بيشتر آنچه وارو كرد از نوشابهها همان فضيخ بود .
21 - در كتاب زيد نرسى : از على بن يزيد كه نزد امام ششم رفتم و مردى او را از ميخوار پرسيد كه آيا نمازش قبول است ؟ آن حضرت عليه السّلام فرمود : نماز ميخوار تا 40 روز قبول نيست جز كه توبه كند آن مرد گفت : اگر در همان روز و ساعت بميرد ، فرمود توبه و نمازش قبول است اگر توبه كند و به هوش باشد و اگر هنوز مست باشد توبهاش اثرى ندارد .
22 - و از همان : از ابى بصير از امام پنجم عليه السّلام كه پيوسته مى در علم خدا حرام بوده و نزد خدا حرام بوده و خدا هيچ پيغمبر برنيانگيخته و هيچ فرستاده نفرستاده جز كه در شرع او مى حرام بوده ، و خدا چيزى را كه حرام كرده حلال نكند جز براى مضطرّ و بيچاره و خدا چيزى را كه حلال كرده حرام نكند .
بيان : بسا كه اين دو حكم آخر مخصوص بخوردنى و نوشيدنى باشند و منافات با نسخ در جز آنها ندارد ، و نيز تفسير شود بدان چه حكم حليت برايش صادر كرده
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 253
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٣