باب دوم در آداب نوشيدن و ظرفش
1 - در خصال 612 بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه كسى در جاى سجدهاش فوت نكند و نه در خوراك و در نوشيدنى خود و نه در دعاء نوشته ، فرمود كسى از شماها ايستاده ننوشد ، فرمود : مبادا آب را ايستاده روى پاها بنوشيد كه مايه درديست بيدرمان مگرش خدا عزّ و جلّ شفا دهد ( در علل بسندش همين خبر را آورده وانگه گفته : مقصود شب است ولى در روز نوشيدن آب ايستاده بر سر پا جريان و نيروى بيشترى دارد چنانچه امام صادق عليه السّلام فرموده ( 2 / 150 ) .
2 - كشى ( 22 ) بسندش از ثوير بن ابى فاخته كه بهمراه محمّد بن ذرّ قاضى نزد ابى جعفر عليه السّلام رفتم و كوزهاى از پوست برايش آوردند و چون به دستش رسيد فرمود :
سپاس خدا راست كه براى هر چيزى حدّى ساخته كه بدان پايان يابد ، ابن ذرّ گفت حدّ آن چيست ؟ فرمود : نام خدا را بر آن برند چون نوشند و چون پايان دهند خدا را سپاس گويند و از نزد حلقهاش ننوشند و نه از جاى شكستهاش كه دارد ، تا آخر خبر ، و بسندى از امام رضا عليه السّلام آورده كه على عليه السّلام ايستاده نوشيد و فرمود : ديدم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله اين كار را كرد .
3 - در علل ( 1 / 268 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه : ايستاده منوش ، گرد گور مگرد ، در آب ايستاده نشاش زيرا هر كه چنين كند و به دو آسيبى رسد جز خود را سرزنش نكند ، و هر كه كند يكى از اينها را از او جدا نگردد جز كه خدا خواهد .
توضيح : گذشت كه منظور از گرد گور گرديدن در اينجا تغوط بر گور است در قاموس گفته : طوف بمعنى غائط است و ( طاف ) يعنى رفت غائط كرد ، چون « اطاف » پايان ، و دلالت دارد كه اين كارها عادت آورند در غالب و گويا براى