لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
نعمتهاى ظاهره را هم فرا گيرد به شرط ترك بسم اللَّه و الحمد للَّه و منافات ندارد با تاويل آن در بسيارى اخبار بولايت كه بزرگترين فرد نعمت است و آنچه وارد شده كه از شيعه براى نعمت خوراك بازپرسى نشود به اين معنى است كه بسا شيعه نبودن هم شرط آنست .
3 - در علل ( 15 / 34 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چون فرستادهاى خدا نزد ابراهيم عليه السّلام آمدند گوساله بريان براشان آورد و گفت بخوريد گفتند نخوريم تا بهاى آن را بما بگوئى گفت : چون خوريد بگوئيد بسم اللَّه چون دست كشيديد بگوئيد الحمد للَّه فرمود : جبرئيل بياران خود رو كرد كه چهار كس بودند و او سرورشان بود و گفت خدا را سزد كه او را دوست خود سازد .
4 - در معانى الاخبار و خصال ( 216 ) بسندش تا رسول خدا عليه السّلام كه چون در خوراك چهار چيز گرد آيند كامل است : از حلال باشد و دستهاى بسيار در آن باشد و نام خدا در آغازش و حمد خدا در انجامش باشد .
5 - در محاسن ( 423 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هر كدام بىبسم اللَّه وضو سازيد شيطان شريك آن باشد و اگر بخورد و بنوشد و بپوشد و هر كار كند سزاست كه نام خدا را بر آن برد و اگر نبرد شيطان در آن شريك باشد .
6 - و از همان ( 323 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : ضامنم هر كه نام خدا بر خوراكى برد از آن شكوه نكند ، ابن كوّاء گفت : يا امير المؤمنين ديشب خوراكى خوردم و نام خدا بر آن بردم و مرا آزار داد ، فرمود : براى توبه عهد ضمانت وفادارم تو بر برخى نام خدا بردى و بر همه رنگش نبردى اى بىپدر ! و از همان : ( همين مضمون بسند ديگر آمده ) ، در مكارم بىسند مانندش آمده ( 164 ) ، در دعائم : آن را آورده و افزوده كه به خدا چنين است يا امير المؤمنين ( 2 ر 118 ) .
7 - در محاسن ( 420 ) بسندش از ابى سيار كه با امام ششم عليه السّلام گفتم : خوراك من ناگوار مىشود فرمود : نام خدا ببر ، گفتم بردم فرمود : شايد بر همه رنگ نبردى