تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
46 - در مكارم و الشهاب : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : آب دست شوى خود را فراهم سازيد و گرد كنيد تا خدا پراكندگى شما را فراهم كند . در ضوء . . . فرمايد چون پس از خوراك دست شوئيد آبش را روى هم بريزيد بر خلاف روش گبرها كه چنين نكنند و پندارند مايه ستيز و كشمكش مىشود و از آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله روايت است كه طشتها را پر كنيد و با گبران مخالفت كنيد يعنى اين كار بهتر هم آهنگى و موافقت آورد و مخالفت با گبران هم باشد و « جمع اللَّه شملكم » دعائى است ، فائده حديث فرمان گرد آوردن آب دستشوئيست در يك طشت ، راوى ابى هريره است و دنبالش اينست كه : طشت را برنداريد تا لبالب شود الخ . 47 - در الشهاب : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : دستت را با جامه كسى كه به دو جامه نپوشانى پاك مكن . الضوء : ظاهر اين حديث اينست كه ميفرمايد : جامه‌اى كه به ديگران نپوشانى دستمال خود مكن و از كار ديگران بىمزد برابر بهره مبر و اين عبارت را كنايه از آن آورده كه بسيار شيواست ، و در تفسيرش ديدم كه جامه ديگرى را دست مكش با ديد استحسان كه بسا پندارد بدان شيفته شوى و خواهش آن را دارى و او در وضعى نيست كه آن را به تو دهد ، و اين تفسير سست است ، فائده حديث غدقن از تسخير مردم و آزار آنهاست به بيگارى ، و راويش ابو بكره است ، پايان . گويم ترك ظاهرش وجهى ندارد زيرا ببينم كه برخى متكبران پس از خوردن دست نشسته خود را با جامه خدمتكارانشان پاك ميكنند ، و بر فرض اين تفسير باز هم اشاره بزشتى اين كار دارد . 48 - در كافى : ( 6 ر 291 ) بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه خشك كردن رو پس از وضوء لكه را ببرد و روزى را فزايد . 49 - در كافى ( 292 ) بسندش از مفضل بن عمر كه نزد امام ششم عليه السّلام رفتم و از درد چشم شكوه كردم ، فرمود : درمان تازه‌اى ميخواهى ، سپس فرمود : چون