و منع از كشتن آنها در غير حال ضرورت براى احترام جانشان نيست و از اين رو كشتن آنها نه كفاره دارد و نه ديه بخلاف ذمّى و پناهنده و معاهد ، و اگر مضطرّ جز خود را نيابد باينكه تيكه از رانش يا جاى گوشتين ديگر ببرد و بخورد اگر ترس از اين دارد كه بريدن آن مردن آرد يا بدتر از آن بريدن حرام است بطور قطع ، و اگر براى سلامت اميد بخشتر است در آن دو وجه است .
باب دوم : براى چه برخى خوردنيها و نوشيدنيها حرامند ؟
1 - در احتجاج از هشام بن حكم كه زنديقى از امام ششم عليه السّلام پرسيد چرا خدا مى را حرام كرده با اينكه لذتى به از آن نيست ؟ فرمود : براى اينكه ام الخبائث است و سرچشمه هر بديست و هنگام مستى از آن نوشندهاش خدا را نشناسد و گناهى نماند جز بدان دست يازد و حرمتى واننهد جز آنكه آن را هتك كند و خويشى نزديكى را نگذارد جز پيوندش ببرد ، و هرزگى نماند جز آن را بيارد .
مهار مست بدست شيطانست اگرش فرمان دهد كه بر بت سجده كند سجده كند ، و او را هر جا خواهد بكشد گفت : چرا خون ريخته را حرام كرده ؟ فرمود : براى آنكه دل را سخت كند و دل را بيرحم كند و تن را بگنداند و رنگ را دگرگون سازد ، و بيشتر دچار شدن آدمى بخوره از خوردن خونست .
گفت : خوردن غدّهها چطور ؟ فرمود : مايه خورهاند .
گفت : مردار را چرا حرام كرده ؟ فرمود : تا جدا باشد از آنچه با نام خدا سر بريده شود ، و خون در تن مردار بسته شود و بتنش چسبد ، و گوشتش سنگين و ناگوار گردد .
گفت : ماهى هم مردار است ، فرمود : تذكيه ماهى زنده برآوردن آن از آبست و آنگهش وانهند تا جان دهد ، براى اينست كه خون ندارد و ملخ همچنين است .